ارسال پاسخ
تعداد بازدید 1458
نویسنده پیام
3digheh آفلاین


ارسال‌ها : 2455
عضویت: 16 /2 /1391
محل زندگی: تــــبریــــز
سن: 29
تشکرها : 2844
تشکر شده : 4889
آشنایی با روند معماری در تاریخ
نگاه به سیرتکاملی معماری در تمام دروان تاریخ تا به امروز.



امضای کاربر : باکمترین هزینه سرنوشتان را رقم  برنید!!!برای اطلاعات بیشتر رو عکس ها کلیک کنید.






یکشنبه 18 فروردین 1392 - 19:37
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 3 کاربر از 3digheh به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: samanes & mahdi_121 & ahoora2 &
3digheh آفلاین



ارسال‌ها : 2455
عضویت: 16 /2 /1391
محل زندگی: تــــبریــــز
سن: 29
تشکرها : 2844
تشکر شده : 4889
آشنایی با روند معماری در تاریخ
تاریخ ایران قبل از اسلام (بوميان ساکن ايران قبل از آريائى ها ) عيلاميان (حدود ۲۴۰۰ تا ۵۵۰ ق م)

پيش از آريائى ها اقوام گوناگونى در قسمت هاى مختلف فلات ايران مى زيسته اند. بزرگ ترينِ آنها دولت عيلام بوده است که سرزمين آنها در جنوب غربى ايران و کمابيش مطابق با خوزستان بوده است. پايتخت عيلام شهر شوش بوده که آثار مربوط به آنها در اين شهر پيدا شده است. ظاهراً بخش هاى مختلف در عيلام حکومت هاى جداگانه و هر يک پادشاهان مربوط به خود را داشته اند. اين چهار منطقه اَوان (avan)، اَنشان (avšan)، سيمش (simaš)، و شوش بوده اند دولت عيلام غالباً با دولت هاى بيشتر تکامل يافتهٔ بين النهرين يعنى سومرى ها، اکدى ها، بابلى ها و آشورى ها در جنگ بوده است. اين دولت در دوره اى از بزرگ ترين نيروهاى اين منطقه شد. از زمان پيدايش امپراتوران ايران (۵۵۰ ق م) عيلام از ولايات خراجگزار ايران شد. شهر شوش در اين زمان نيز شهر ثروتمند و با شکوهى بود. زبان عيلامى يکى از سه زبانى بوده است که متون سلطنتى ايران به آن زبان ها نگاشته مى شده است.

اوراتورها (دولت آرارات ـ حدود۱۲۷۰تا ۷۵۰ق م)
اين دولت در شمال غربى فلات ايران در محدوده*اى ميان سه يا درياچهٔ اروميه و وان و گوگچه (در ارمنستان) قرار داشته، آنها تمدنى درخشان و خط ميخى مخصوص به خود داشته اند. در جنوب قلمرو اورتورها مان ناها مى زيستند که بعداً ضميمهٔ دولت ماد شدند.

هيتى ها
در شمال غربى ايران و آسياى صغير مى زيستند.

کاسى ها
در دامنهٔ کوه هاى زاگرس در کردستان و لرستان کنونى مى زيستند. آنها قومى جنگجو بودند که در صنعت برنز مهارت بسيار داشتند و ابزار مختلف خصوصاً ابزار جنگى از آنها باقى مانده است. آنها اهلى کردن اسب را به مردمان بين النهرين آموختند.

آرامى ها
پيش از آريائى ها اقوام گوناگونى در قسمت هاى مختلف فلات ايران مى زيسته اند. بزرگ ترينِ آنها دولت عيلام بوده است که سرزمين آنها در جنوب غربى ايران و کمابيش مطابق با خوزستان بوده است. پايتخت عيلام شهر شوش بوده که آثار مربوط به آنها در اين شهر پيدا شده است. ظاهراً بخش هاى مختلف در عيلام حکومت هاى جداگانه و هر يک پادشاهان مربوط به خود را داشته اند. اين چهار منطقه اَوان (avan)، اَنشان (avšan)، سيمش (simaš)، و شوش بوده اند دولت عيلام غالباً با دولت هاى بيشتر تکامل يافتهٔ بين النهرين يعنى سومرى ها، اکدى ها، بابلى ها و آشورى ها در جنگ بوده است. اين دولت در دوره اى از بزرگ ترين نيروهاى اين منطقه شد. از زمان پيدايش امپراتوران ايران (۵۵۰ ق م) عيلام از ولايات خراجگزار ايران شد. شهر شوش در اين زمان نيز شهر ثروتمند و با شکوهى بود. زبان عيلامى يکى از سه زبانى بوده است که متون سلطنتى ايران به آن زبان ها نگاشته مى شده است.

اوراتورها (دولت آرارات ـ حدود۱۲۷۰تا ۷۵۰ق م)
اين دولت در شمال غربى فلات ايران در محدوده*اى ميان سه يا درياچهٔ اروميه و وان و گوگچه (در ارمنستان) قرار داشته، آنها تمدنى درخشان و خط ميخى مخصوص به خود داشته اند. در جنوب قلمرو اورتورها مان ناها مى زيستند که بعداً ضميمهٔ دولت ماد شدند.

هيتى ها
در شمال غربى ايران و آسياى صغير مى زيستند.

کاسى ها
در دامنهٔ کوه هاى زاگرس در کردستان و لرستان کنونى مى زيستند. آنها قومى جنگجو بودند که در صنعت برنز مهارت بسيار داشتند و ابزار مختلف خصوصاً ابزار جنگى از آنها باقى مانده است. آنها اهلى کردن اسب را به مردمان بين النهرين آموختند.

آرامى ها مردم سامى نژاد ساکن در سرزمين آرام (از بين النهرين تا مرتفعات آسياى غربي) بوده اند. خط و زبان آنها تأثير بسيار زيادى بر خط پهلوى داشته است. زبان آرامى زبان رسمى پادشاهان هخامنشى بوده است. خط پهلوى نيز از خط آرامى اقتباس شده است.

ميتانى ها، سوبارى ها، هورى ها، لولوبى ها، تپورى ها و آماردها هم از ديگر اقوام قديمى ساکن در مناطق مختلف فلات ايران بوده اند.




امضای کاربر : باکمترین هزینه سرنوشتان را رقم  برنید!!!برای اطلاعات بیشتر رو عکس ها کلیک کنید.






یکشنبه 18 فروردین 1392 - 19:38
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 4 کاربر از 3digheh به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: shilan / samanes / mahdi_121 / ahoora2 /
3digheh آفلاین



ارسال‌ها : 2455
عضویت: 16 /2 /1391
محل زندگی: تــــبریــــز
سن: 29
تشکرها : 2844
تشکر شده : 4889
آشنایی با روند معماری در تاریخ
تاریخ ایران قبل از اسلام (مهاجرت آريائى ها به ايران )
آريائى ها شعبهٔ وسيعى از نژاد سفيد هستند که سرزمين اوليهٔ آنها احتمالاً از شمال درياى سياه و خزر تا حوالى رودهاى سيحون و جيحون بوده است. آنها بعدها بخشى به اروپا و دسته هائى به سمت ايران و هند حرکت کرده اند. در نتيجه به اقوام آسيائى و زبان آنها، هند و اروپائى گفته مى شود. آريائى به معنى شريف است. آريائى ها هند و ايران مدت ها با هم مى زيسته اند. (عصر و دائي) و پس از مدت ها از هم جدا شدند و تا قبل از جدا شدن، افسانه ها و سازمان اجتماعى و زبان مشترکى داشتند. تاريخ آمدن آريائى ها به ايران را برخى ۲۰۰۰ سال ق م و بعضى قرن ۱۴ ق م تا قرن ۶ ق م دانسته اند. آريائى ها چون به فلات ايران رسيدند، آنها در ابتدا مردمان بومى را قلع و قمع کردند ولى سپس آنها را به کار گرفتند. آريائى ها پس از ورود به ايران به طوايف مختلف تقسيم شدند که مهم ترين آنها مادها و پارت ها و پارس ها هستند. نام ايران از اسم آريائى ها گرفته شده و به معنى سرزمين آريائى است.

ادامه دارد......



امضای کاربر : باکمترین هزینه سرنوشتان را رقم  برنید!!!برای اطلاعات بیشتر رو عکس ها کلیک کنید.






یکشنبه 18 فروردین 1392 - 19:42
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 4 کاربر از 3digheh به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: shilan / samanes / mahdi_121 / ahoora2 /
elham20 آفلاین



ارسال‌ها : 4114
عضویت: 16 /9 /1391
محل زندگی: mashhad
سن: 20
شناسه یاهو: lili.water72@yahoo.com
تشکرها : 2397
تشکر شده : 3157
آشنایی با روند معماری در تاریخ
ايران در دوران پارينه سنگي -جمع آوري غذا شروع اين دوره در
ايران به طور دقيق مشخص نيست ولي پايان آن دوازده هزار سال پيش تخمين زده
شده است انسان شناسان اين دوره كه در آن انسانها به جمع آوري غذا مشغول
بوده اند را به سه دوره قديم،ميانه و جديد تقسيم كرده اند.در اين دوره آدمي
پس از سنگ از چوب و استخوان براي ساختن ابزار مورد نياز استفاده
ميكرد.قديمي ترين اثري كه از انسان باقي مانده است در كشور اتيوپي كشف شده
است كه متعلق به چهار ميليون و دويست هزار سال پيش است.از اين انسان نما
فسيلي از آرواره هايش به دست آمده است

غاردربند گیلان-پارینه سنگی قدیم
قديم ترين آثار اين دوره در ايران
متعلق به دوره زيرين پارينه سنگي جديد است و بين دويست هزار تا صدهزار سال
قدمت دارد. ايران در دوران پارينه سنگي جديد مورد توجه قرار گرفته است كه
در گوشه و كنار آن گروههاي كوچكي ميزيسته اند.اين دوره را به سه قسمت زيرين
،مياني و زبرين تقسيم كرده اند. تعدادي از آنها كه شناسايي شده است
عبارتند از

مناطق پارينه سنگي جديد-دوره زيرين
اين
كشفيات در ايران متعلق به دوره پارينه سنگي جديد،زيرين ميباشند. پس از اين
دوره پارينه سنگي جديد،مياني شروع ميشود. در اين دوره از طريق شكار حيوانات
سم دار ، نظير آهو غزال، گورخر و احتمالا بز گوسفند و گاو اهلي نشده غذاي
آدمي تهيه ميشده است.نمونه هايي از اين مناطق در ايران عبارتند از

مناطق پارينه سنگي جديد-دوره مياني
دوره
هاي پارينه سنگي جديد زبرين را نميتوان به طور دقيق از دوره مياني جدا
نمود زيرا مكانهايي كه آثار آنها كشف شده است نزديك هم هستند و همچنين سير
تكاملي ابزار بسيار كند بوده است.يكي از مهمترين مناطق كوههاي زاگرس بوده
است. البته مناطق شرقي ايران نيز از اين لحاظ كمتر از زاگرس نيست ولي
تاكنون بيشتر حفاريهاي علمي در زاگرس انجام گرفته است.

مناطق پارينه سنگي جديد-دوره زبرين

مناطق فرا پارينه سنگي
دوره مس، برنز و آهن در ایران
ايران در دوران نوسنگي - توليد غذا پس از دوران پارينه سنگي انسان ازجمع آوري
غذا دست كشيد وبه توليد غذا پرداخت.به اين ترتيب دوران فرهنگي نويني براي
بشر شروع شد كه هم اكنون ما آنرا ادامه ميدهيم.اين دوره در ايران و خاور
ميانه حدود 9000 سال پ م شروع شد و در بيشتر نقاط جهان تا هزار سال ديرتر
آغاز شد.در اين دوره انسان كوچ را كنار گذاشت تا در يك مكان سكني گزيند.در
اين دوره سه انقلاب بزرگ در زمينه توليد غذا‏ساخت سفال و ايجاد نظم در
معماري به وقوع پيوست. ابزارهاي سنگي به سرعت پيشرفته شدند.در اين دوره
هاونهاي سنگي ، دسته هاون ، ساينده و ساطور درست شد.اين دوره به دو قسمت
بدون سفال و با سفال تقسيم ميشود. آثار كشف شده از غارهاي هوتو و كمربند و
همچنين تپه سراب و گوران نيز به دوره بدون سفال تعلق دارند. در تپه گوران
اولين نشانه هاي معماري و اسكان ثابت ديده ميشود.ديگر مناطق عبارتند از تپه
موسيان ، علي كش ، تپه آسياب، تپه سيابيد، گنج دره ، علي كش، زيويه، سيوان
، دالما، پيزدلي، حاجي فيروز، سيلك، چشمه علي، زاغه





امضای کاربر : [hr]لبخند بزن؛
برآمدگی گونه هایت توان آن را دارد که امید رفته را بازگرداند،
تجربه ثابت کرده است که گاه قوسی کوچک ، میتواند معماری بنایی را نجات دهد.
یکشنبه 18 فروردین 1392 - 20:41
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 4 کاربر از elham20 به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: 3digheh / samanes / mahdi_121 / ahoora2 /
3digheh آفلاین



ارسال‌ها : 2455
عضویت: 16 /2 /1391
محل زندگی: تــــبریــــز
سن: 29
تشکرها : 2844
تشکر شده : 4889
آشنایی با روند معماری در تاریخ
تاریخ ایران قبل از اسلام (مادها (حدود ۷۰۸تا ۵۵۰ق م)

مادها (حدود ۷۰۸تا ۵۵۰ق م)

از اقوام آريائى بوده که قبايل از آنها به طور پراکنده در غرب ايران زندگى مى کردند. دَيااُکو (حدود ۷۰۸ تا ۶۵۵ ق م) نخستين کسى بود که اين قبايل را متحد گرداند. او همدان (هگمتانه = محل اجتماع) را به پايتختى خود انتخاب کرد و تدريجاً تقسيمات ناحيه ـ ادارى به وجود آمد. او پس از پنجاه سال سلطنت به وسيلهٔ آشورى ها تبعيد شد.

تمدن مادها

مادها با دامدارى و پرورش اسب آشنائى داشتند و زراعت آنها رونق داشت. در دورهٔ آنها پيشه وران و صنعتگران وجود داشته اند و آثار مفرغى و مسى بازمانده از زمان ايشان اطلاع آنها از فلزکارى را نشان مى دهد. جامعهٔ ماد ابتدا به صورت عشيره هاى پدرشاهى بوده که رئيس عشيره کهنسا ل ترينِ آنها بوده است. مادها در دهکده ها مى زيسته اند امّا قلعه هائى ساخته بودند که به هنگام خطر به درون آنها پناه مى برده اند. وحدت ميان قبايل ماد کندتر از اقوام بين النهرين يا مصر بوده است. مادها در قرن ۷ ق م داراى خط کتابت بوده اند که منشاء خط باستانى پارسى يا خط هخامنشى بوده است. مادها خدايان مختلف و بت ها را مى پرستيد ه اند. آثار يافت شده از زمان مادها تماماً در غرب ايران قرار دارند از آن جمله اند: مجسمهٔ سنگى شيرى در همدان؛ صورت حجارى شدهٔ مردى در دکان داوود در سرپل ذهاب؛ دخمه اى در ديران لرستان که امروز آن را اتاق فرهاد مى خوانند.

پادشاهان مادها فرَوَرتيش (حدود ۶۵۵ تا ۶۳۳ ق م)

پسر ديااکو پس از او به تخت نشست. او در جنگى عليه دولت آشور کشته شد.

هووَخشَتَرَه (حدود ۶۳۳ تا ۵۸۴ ق م)

پس از فرورتيش به شاهى رسيد. او دولت آشور را شکست داد و نينوا پايتخت آن را تسخير کرد و در اين زمان آسياى غربى ميان ماد و عيلام و بابل تقسيم شده بود.

اژى دهاک (ايختوويگو ـ حدود ۵۸۴ تا ۵۵۰ ق م)

پسر هووخشتره پس از او به سلطنت رسيد. او در جنگ با پارسى ها مغلوب کورش هخامنشى نوهٔ خود شد. در اين امر مادها نيز که از او ناراضى بودند با پارس ها همکارى کردند و کشور ماد ضميمهٔ کشور پارس شد.

امضای کاربر : باکمترین هزینه سرنوشتان را رقم  برنید!!!برای اطلاعات بیشتر رو عکس ها کلیک کنید.






دوشنبه 19 فروردین 1392 - 17:01
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 4 کاربر از 3digheh به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: shilan / samanes / mahdi_121 / ahoora2 /
elham20 آفلاین



ارسال‌ها : 4114
عضویت: 16 /9 /1391
محل زندگی: mashhad
سن: 20
شناسه یاهو: lili.water72@yahoo.com
تشکرها : 2397
تشکر شده : 3157
آشنایی با روند معماری در تاریخ
تاریخ ایران قبل از اسلام (هخامنشيان (۵۵۰ تا ۳۳۰ ق م) )هخامنش جدّ اين خاندان، قبيله هاى پارس را
تحت فرمان خود درآورد. پس از او چيش پش، پسرش در ناحيهٔ انشان (شرق شوشتر)
به شاهى رسيد. بعدها آنها پاسارگاد را مرکز خود قرار دادند. تا زمان کوروش
سوّم (بزرگ)، شش پادشاه از اين خاندان حکومت کردند.





پادشاه هخامنشيان کوروش سوم (بزرگ ـ ۵۵۹ تا ۵۳۰ ق م)



او با مادها جنگيد، بر آنها پيروز شد و همدان را گرفت. سپس قلمرو مرزهاى
خود را تا حدود غربى آسياى صغير گسترش داد. او ليديا (لوديا) و بابل را
فتح کرد و در بابل تاجگذارى نمود. او به دين بابلى و نيز خدايان آشور و شوش
با دقت احترام مى گذاشت. او اجازه داد تا يهوديانى که بخت نصر (پادشاه
بابل) از فلسطين کوچ داده بود به زادگاه خود بازگرداند. او از شمال و شرق
نيز محدودهٔ خود بازگردند. او از شمال و شرق نيز محدودهٔ کشور خود را گسترش
داد. او در جنگى با ماساگت ها زخمى شد و در اثر آن جان سپرد و در پاسارگاد
مدفون شد. در لوح استوانه اى که از زمان او باقى مانده، وى خد را آزاد
کنندهٔ مردم و شاه برگزيدهٔ مردوک (خداى بابليان) خوانده است. در زمان وى
ايران تبديل به بزرگ ترين امپراتورى زمان خود شد.



کمبوجيه (۵۳۰ تا ۵۲۲ق م)



پسر ارشد کوروش پس از وى بر تخت نشست. مهم ترين واقعهٔ زمان او فتح مصر است
که کوروش انديشهٔ آن را داشت. کمبوجيه از ترس آنکه برادر کوچک تر وى برديا
در غيبت وى تاج و تخت وى را غصب نمايد او را کشت و مدتى بعد به سوى مصر
حرکت کرد و پس از جنگ آنجا را به تصرف درآورد. سپس به عزم نوبه که ثروت هاى
آن مشهور بود حرکت کرد و قسمت شمالى حبشه را نيز به قلمرو خود افزود. در
اين هنگام خبر عصيان برخى قبايل و پاشيدگى دولت و قيام مردى به اسم برديا
به وى رسيد. او در راه بازگشت به ايران يا در اثر خودکشى يا تصادفاً
درگذشت. نام اصلى مردى که نام برديا بر خود گذاشته بود گوماتا بود. او از
بزرگان زرتشتى و مغ بود. در دوران کوتاه حکومت وي، کاهنان و اعيان مردم را
تحت فشار قرار دادند تا آنکه چند تن از بزرگان هخامنشى به امر داريوش اوّل
وى را کشتند.



داريوش اوّل (بزرگ ـ ۵۲۱ تا ۴۸۶ يا ۴۸۵ ق م)



او پس از به تخت نشستن، ابتدا ناآرامى هاى ايران را فرونشاند، سپس به مصر
لشکر کشيد و مرزهاى قلمرو خود را تا غرب مصر گسترش داد. به دستور او کانالى
براى اتصال رود نيل به درياى سرخ حفر شد که نزديک به ترعهٔ سوئز امروزى
بود و از اين طريق، کشتى هاى ايران از نيل از طريق درياى سرخ به ايران رفت و
آمد مى کردند. کشتى هاى او تا سواحل ايتاليا و سيسيل نيز پيش رفتند. او با
جنگ هاى زياد و سياست به اوضاع کشور سامان داد. برقرارى ماليات، سازمان
تازهٔ مذهبى و خطى برگزيده در زمان او انجام يافت. او کشور را به بيست
ناحيه (ساتراپ) تقسيم کرد که هر يک ماليات معينى مى پرداختند. جاده ها
سامان يافتند و در آنها چاپارخانه ها و مهمانخانه ها ساخته شد و دادوستد
کالائى رواج گرفت. او سپاه منظم به وجود آورد و به نام خود سکهٔ زر ضرب کرد
و قوانينى وضع نمود که مکمل قانون حمورابى شمرده شده است. شوش و هگمتانه و
استخر از اقامتگاه هاى وى بودند و بناى تخت جمشيد از زمان وى آغاز شد. از
مهم ترين وقايع زمان او شورش شهر هاى يونيا و جنگ هاى مدى با يونانيان بود
که طى آن در ماراتون ايران از يونان شکست خورد. داريوش در تدارک جنگ ديگرى
عليه آتن و اسپارت بود که درگذشت. سازمانى که او در کشور خود پديد آورد نه
فقط در دوران هخامنشيان بلکه در زمان اسکندر و سپس اشکانيان مورد استفاده
بود. مهم ترين مأخذ تاريخ سلطنت وى کتيبهٔ بيستون است. مقبرهٔ داريوش در
نقش رستم در نزديکى تخت جمشيد است.



خشايار (۴۸۵ يا ۴۸۶ تا ۴۶۴ يا ۴۶۵ ق م)



او پس از داريوش به شاهى رسيد. شورش مصر را که در اواخر سلطنت داريوش شروع
شده بود، سرکوب کرد و مملکت بابل را منحل نمود. او براى جبران شکست ماراتون
با تدارکات فراوان به يونان لشکر کشيد، در جنگ ترموپيل فاتح شد و آتن به
دست سپاه وى افتاد ولى در نبرد دريائى موسوم به سالامين از نيروى دريائى
يونان شکست خورد. او جانشينى به جاى خود گذاشت و به ايران بازگشت ولى
جانشين در سال بعد از يونانيان شکست خورد و اين شکست جلوى پيشروى ايران را
به سوى غرب گرفت. خشايارشاه به دست دو تن از درباريان کشته شد. از زمان او
کتيبه هائى در تخت جمشيد، وان (ارمنستان) و کوه الوند باقى مانده است.





اردشير اوّل (دراز دست ـ ۴۶۴ تا ۴۲۴؟ ق م)



او پس از خشايارشا به تخت نشست. در زمان او شورش مصر فرونشانده شد و عهدنامه اى با يونان منعقد شد.



خشايارشاى دوّم



پسر ادرشير اوّل پس از پدر به تخت نشست و به اقوال مختلف ۴۵ روز، ۲ماه يا
يک سال سلطنت کرد و به دست برادر خود سغديان کشته شد. سغديان پس از ۶ ماه
سلطنت خود به دست برادر ديگر خود کشته شد.



داريوش دوّم



پسر ديگر اردشير اوّل به شاهى رسيد (۴۲۴؟تا ۴۰۴ق م) شورش و اغتشاش در زمان
وى ادامه داشت و در اواخر آن مصر از ايران جدا شد. پس از او پسر او اردشير
دوّم به تخت نشست (۴۰۴ تا ۳۶۰ق م) و در جنگى که ميان او و برادر او کوروش
کوچک درگرفت کوروش کشته شد. در زمان او شهرهاى يونانى آسياى صغير و جزيرهٔ
قبرس متعلق به ايران شد. اختلافات داخلى و استقلال طلبى امرا و واليان از
مسائل زمان او بود.



اردشير سوّم (۳۵۹ يا ۳۶۰ تا ۳۳۸ ق م)



پس از مرگ اردشير دوّم به تخت نشست. او در طول حکومت خود به فرونشاندن شورش
هاى مصر پرداخت که از اواخر دورهٔ پدر او شروع شده بود. او در اثر مسمويت
درگذشت.



ارشک (۳۳۸ تا ۳۲۶ق م)



پسر اردشير سوّم پس از او بر تخت نشست و پس از مدت کوتاهى به دست يکى از خواجگان دربار به نام باگواس به قتل رسيد.



داريوش سوّم (۳۳۶ تا ۳۳۰ ق م)



نوهٔ داريوش دوّم پس از اَرْشَک به شاهى رسيد. در زمان او جنگ با اسکندر
مقدونى رخ داد و سپاهيان ايران در سه جنگِ گرانيک، ايسوس و گوگامل از
اسکندر شکست خوردند و قواى اسکندر به ايران هجوم آورد. داريوش پس از شکست
گوگامل به سوى بيابان هاى پارت مى گريخت که به دست والى بلخ کشته شد.
اسکندر جنازهٔ او را در پاسارگاد دفن کرد.



تمدن هخامنشيان



جامعهٔ ايران در زمان هخامنشيان به چند طبقه تقسيم مى شد: نجبا و اشرف؛
مُغها (روحانيون) که نفوذى نداشتند و کارهاى مذهبى و گاه امور پزشکى
برعهدهٔ ايشان بود و فرزانگان جامعه بودند؛ کشاورزان؛ پيشه وران. در دورهٔ
هخامنشى دادوستد پولى رواج بيشترى گرفت ولى دادوستد جنسى همچنان رواج
فراوان داشت. تمرکز به وجود آمده در اين دوران باعث پيشرفت فعاليت هاى
تجارى شد. اين رونق مديون تأمين راه ها، مقياس هاى واحد و رواج سکّه و پول
بود. همچنين کشتى هاى جنگى و تجارى در اين دوره ساخته شد. با توسعهٔ قلمرو
پارس ها، آنها تدريجاً از پرداخت خراج معاف شدند و در عوض عوارض مالياتى
ملل تابع افزوده گشت. قشون ثابت هخامنشيان از افراد پارسى و مادى تشکيل مى
شد (سپاه جاويدان) ولى نيروى اساسى جنگى را اقوام تابع تشکيل مى دادند که
هر يک زبان و شيوه هاى جنگى مخصوص به خود داشتند. استفاده از کار بردگانِ
کشورهاى مختلف باعث تأثير فرهنگ هاى مختلف در هنر هخامنشى شد که در آثار
باقيمانده از آن دوره مشهود است. هخامنشيان خط ميخى را براى کتيبه ها و خط
آرامى را در معاملات تجارى و براى نوشتن سکّه و اسناد به کار مى بردند. با
اينکه پادشاهان هخامنشى زرتشتى بودند ولى ممالک تابعه در دين خود آزاد
بودند. مهرپرستى که از قديم در ميان آريا ئى ها رواج داشت در اين دوره قوت
گرفت.



علل هجوم اسکندر به ايران



مقدونيه (در شمال يونان) در زمان داريوش بزرگ ضميمهٔ ايران گشت و تابع
پادشاهان هخامنشى شد. فيليپ دوّم پدر اسکندر اتحادى ميان دولت هاى يونان به
وجود آورد و خود در رأس آن قرار گرفت. او در تدارک مقدمات جنگ با ايران
بود تا هم دست آنها را از مقدونيه کوتاه کند و هم به ثروت هاى ايران دست
يابد که به دست يکى از دشمنان وى به قتل رسيد. (۳۳۵ ق م). پس از او پسر وى
اسکندر پادشاه مقدونيه شد (۳۳۶ تا ۳۲۳ ق م). او برنامهٔ پدر را دنبال کرد و
پس از پيروزى در جنگ گرانيک، آسياى صغير را و پس از پيروزى در جنگ ايسوس،
شهرهاى ساحلى مديترانه و مصر را به تصرف خود درآورد. جنگ گوگامل (گوگمل)
در نزديکى ويرانه هاى شهر نينوا صورت گرفت که پس از پيروزى در اين جنگ
ابتدا شوش و سپس پارس پايتخت هخامنشيان به دست اسکندر افتاد. او تخت جمشيد
را به آتش کشيد و ويرانى بسيار به بار آورد. مدت کوتاهى پس از مرگ داريوش
سوّم در اثر بيمارى درگذشت.



امضای کاربر : [hr]لبخند بزن؛
برآمدگی گونه هایت توان آن را دارد که امید رفته را بازگرداند،
تجربه ثابت کرده است که گاه قوسی کوچک ، میتواند معماری بنایی را نجات دهد.
دوشنبه 19 فروردین 1392 - 22:40
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 3 کاربر از elham20 به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: shilan / mahdi_121 / ahoora2 /
3digheh آفلاین



ارسال‌ها : 2455
عضویت: 16 /2 /1391
محل زندگی: تــــبریــــز
سن: 29
تشکرها : 2844
تشکر شده : 4889
آشنایی با روند معماری در تاریخ
تاریخ ایران قبل از اسلام (سلوکيان )

پس از مرگ اسکندر شورش و طغيان در قلمرو وى شروع شد و هر يک از سرداران اسکندر با دستيابى به قسمتى از آن قلمرو، خود را جانشين اسکندر دانستند تا انکه يکى از سرداران اسکندر به نام سلوکوس توانست بر ديگران پيشى گيرد و قسمت مهمى از آسياى غربى را مطيع خود سازد و سلسلهٔ سلوکيان را تأسيس نمايد (۳۱۲ ق*م) آنها مدت هشتاد سال بربخش بزرگى از غرب ايران سلطنت کردند ولى در قلمرو آنها تقريباً هيچگاه آرامش وجود نداشت. در اين دوره اشکانيان در شرق ايران برخاستند که منجر به جنگ*هائى ميان آنها و سلوکيان شد. در اين دوره تمدن يونانى در ايرانيان ساکن شهرها تأثير کرد. اين تأثير در روستائيان کمتر بود. کارهاى هنرى ايران در اين دوره به سه دسته تقسيم مى*شود: ايراني؛ يونانى و ايراني؛ يوناني. عاقبت همان دلايلى که باعث انقراض هخامنشيان شده بود چون جنگ و کشورگشائي، توطئه*هاى درباري، آشوب**هاى داخلى و .... باعث انقراض سلوکيان نيز شد.

معماری دوره ی اشکانيان (پارتيان)

قوم پارت يا پارتوآ يکی از شعبه های نژاد آريايی ايرانی است پارت ها در زمينه هنرها به ويژه در معماری ابتکارات بديعی داشتند . آنها با برخورداری از پيشينه ی غنی دوباره به احيای هنرهای فراموش شده و يا تفسير يافته ی ايرانی پرداختند با فترتی که در هنر ايران پيدا شده بود نه تنها احياگر معماری و سنت های گذشته ی ايرانيان شدند بلکه تحول ملی عظيم در زمينه ی شهر سازی و معماری ايجاد کردند و در معماری دو عنصر نو ظهور افزودند. يکی احداث گنبد بر روی بناهای چهار ضعلی (مربع شکل) از طريق فيل پرشها و ديگر توسعه ی ساختمان ايران . تاق دار

متاسفانه علی رغم حاکميت طولانی مدت پارتها اکثر آثار آنها از بين رفته است. زيرا عواملی مانند زلزله، آب و هوايی و گستره وسيع امپراتوری، تاثير گذار در روند تخريب آثار معماری بوده اند.

پهناوری بسيار شاهنشاهی پارت و گوناگونی سنت های مردم آن بايد ما را آگاه ساخته باشد که يک سبک معماری در سراسر کشور نمی توانست باشد. اما با کاوش هايی که در مناطق مختلف صورت گرفته از آثار به جای مانده از دوره ی پارتها و آثار پس از آن که به سبک سابق ساخته شده اند می توان سبک معماری و حتی ويژگی آن را مشخص نمود از آن جمله:

- حداکثر استفاده از مصالح بوم آورد

- استفاده بسيار خوب از تکنيک پيشرفته تاق گنبد، به خصوص گنبد با استفاده از مصالح بوم آرود

- پرهيز نکردن از شکوه و ارتفاع زياد

- تنوع فوق العاده در طرح ها

- استفاده از ملات ساروج که به کمک آن توانستند فضاهای معماری وسيع را ايجاد نمايند.

تزئينات در معماری پارتيان:

در معماری پارتی تزئيناتی مانند نقاشی و گچبری وسيعاً به کار گرفته می شده است. گچبری کوه خواجه و نقاشيهای ديواری با رنگ های مختلف و گوناگون حکايت از تزئين بخش داخلی ساختمان ها دارد و اين نمونه تزئينات کچبری با طرح های هندسی و گياهی بعداً در دوره ی ساسانی و از آن پس در دوره اسلامی مورد استفاده قرار گرفت.

امضای کاربر : باکمترین هزینه سرنوشتان را رقم  برنید!!!برای اطلاعات بیشتر رو عکس ها کلیک کنید.






دوشنبه 26 فروردین 1392 - 11:02
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 3 کاربر از 3digheh به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: mahdi_121 / shilan / ahoora2 /
3digheh آفلاین



ارسال‌ها : 2455
عضویت: 16 /2 /1391
محل زندگی: تــــبریــــز
سن: 29
تشکرها : 2844
تشکر شده : 4889
آشنایی با روند معماری در تاریخ
تاریخ ایران قبل از اسلام (اشکانيان (۲۵۰ قبل از ميلاد تا حدد ۲۲۶ ميلادى) )
اشکانيان تمدن يونانى را که در دورهٔ سلوکيان در ايران به*وجود آمده بود، ارج مى*گذاشتند. برخى از پادشاهان اشکانى به خوبى با ادبيات يونانى آشنائى داشتند و برخى نمايش*هاى يونانى در دربار پادشاهان اشکانى اجراء مى*شد. در آن دوره مجلسى موسوم به مهستان بود که خود مرکب از دو مجلس بود يکى مجلس اشراف و ديگرى مجلس ”دانايان و مغان“ که جنبهٔ مشورتى داشت و نفوذ چندانى در امور نداشت. در اين دوره دامپروى و کشاورزى و تجارت رونق بسيار داشت و برده*دارى رشد مى*کرد. دين آنها دين زرتشت و نيز پرستش اجداد آنها بود. ساير اديان نيز آزادى داشتند. اشک ۲۲ (بلاش اوّل) کسى بود که به* جمع*آورى اوستا پرداخت. زبان آنها پارسى ميانه بود که به*علت تماس زياد با رومى*ها، زبان و تمدن رومى نيز در دربار آنها نفوذ داشته است. خط آنها آرامى سريانى بوده و روى برخى سکّه*ها عبارات يونانى حکّ شده است. از آثار اين دوره معبد آناهيتا در همدان؛ خرابهٔ معبد کنگاور، نقوش برجسته از دورهٔ مهرداد و گودرز در بيستون است.




سکه آندراگوراس, واپسین شهرب سلوکی پارت . اودر حدود 250 پیش از میلاد ادعای استقلال نمود.




امضای کاربر : باکمترین هزینه سرنوشتان را رقم  برنید!!!برای اطلاعات بیشتر رو عکس ها کلیک کنید.






دوشنبه 26 فروردین 1392 - 11:04
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 3 کاربر از 3digheh به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: mahdi_121 / shilan / ahoora2 /
3digheh آفلاین



ارسال‌ها : 2455
عضویت: 16 /2 /1391
محل زندگی: تــــبریــــز
سن: 29
تشکرها : 2844
تشکر شده : 4889
آشنایی با روند معماری در تاریخ
پس از فتح ایران به دست اسکندر مقدونی و مرگ او، ایران به سلوکوس سردار مقدونی رسید؛ نخستین برخورد او با همسایگان ایران در مرزهای جنوب شرقی روی داد که نتیجه آن واگذاری بخش خاوری ایران به چاندراگوپتا پادشاه هند از سلسله ماوریا بود. در حدود ۲۸۱ پیش از میلاد اقوام بربر (به گفته منابع یونانی) به شمال شرقی ایران یورش بردند و شماری از شهرها از جمله چند مهاجرنشین یونانی را ویران ساختند. آنتیوخوس یکم پس از دفع این یورشها شمار مهاجرنشینان یونانی را افزایش داد و مرگیان را به صورت سنگر و بارویی درآورد، همچنین دو لشکر کشی به مرزهای شمال شرقی ایران انجام داد، یکی دریایی به فرماندهی پاتروکلس در امتداد کرانه های خاوری دریای مازندران و دیگری زمینی به فرماندهی دموداماس به آن سوی سیردریا (سیحون) که به تأسیس دو استان آنتیوکیس و سلوکیس انجامید. در ۲۵۰ پیش از میلاد آندراگوراس شَهرَب پارت و دیودوتوس شَهرَب (ساتراپی) باکتریا (بلخ) اعلام استقلال نمودند؛ دیودوتوس خود را شاه خواند و قلمرو یونانی - بلخی را تأسیس نمود.

پیدایش که یاد و نام او [اشک یکم] در دستگاه پارت کوچک تر از کورش پارسی، اسکندر مقدونی و رومانیس رومولیس نبود. یوستینوس


به عقیده یوزف ولسکی، ارشک (اشک) در سالهای ۲۳۸/۲۳۹ پیش از میلاد و در زمان پادشاهی سلوکوس دوم کالینیکوس به پارت یورش برد و بر آندراگوراس پیروز شد، سپس بر هیرکانی (گرگان) تاخت و آنجا را تسخیر نمود و شالوده های دستگاه اشکانی و پادشاهی پارت ها را پی ریزی نمود.




شاهزاده پارتی, پیدا شده در خوزستان.


وی در آساک واقع در استاونه(آستوئن) در بخش شمالی قلمرو پارت که نِسا هم در آن بود تاجگذاری کرد. سلوکوس دوم برای باز پس گيری سرزمینهای از دست رفته پادشاهی سلوکی دست به لشکر کشی به بخش*های شمال شرقی ايران زد، در تلاش برای دست یافتن به این هدف با دیودوتوس یکم شاه یونانی - بلخی پیمان یگانگی بست اما با مرگ دیودوتوس یکم و تغییر ---------- جانشین او، دیودوتوس دوم، که با اشک یکم متحد شد، سلوکوس دوم تنها ماند. اشک یکم به روش استپ نشینان به درون استپها پس نشست تا شاید در دشتهای هموار آنجا از سواره نظامش بهتر بهره گیرد و سپس وارد نبرد شد. نتیجه نبرد پیروزی اشک یکم بود. از آن پس پارت ها این روز را به عنوان روز استقلال جشن گرفتند.[1]اشک دوم پس از پدر در سال ۲۱۷ پيش از میلاد بر تخت پادشاهی نشست و روند گسترش قلمرو اشکانی را ادامه داد، وی اکباتان را نيز به قلمرو اشکانی افزود. در واکنش به این امر آنتیوخوس سوم پس از در هم شکستن شورش ساتراپهای باختر ایران رهسپار خاور شد؛ اشک دوم به ناچار اکباتان را رها نمود و همچون پدرش به استپ ها پس نشست. آنتیخوس پس از باز پس گیری شهرهای تامبراکس و سورینکس و چند پیروزی بر پارتهای در حال عقب نشینی از پیش روی در استپها خودداری نمود و بنا به دلایل نامعلوم (شاید پس از شکست از اوتیدم (جانشین دیودوتوس دوم شاه یونانی - بلخی) با اشک دوم صلح نمود. نکته جالب توجه در این عقب نشینی پارتها، کشتار همه یونانیان شهر سورینکس بود؛ این مساله در تضاد با جمله های حک شده بر پشت سکه های اشکانی در آن دوره (فیل هلن [یونان دوست]) است و این نشانه دهنده ---------- واقع بینانه شاهان اشکانی و آگاهی آنان از پیوندهای میان یونانیان و سلوکیان می باشد. پس از اشک دوم دقیقا مشخص نیست چه کسی جانشین او شده، نامهایی همچون وَردان، وُنون، بلاش، خسرو و پارتامازیس آمده اند، با این حال بر سر کار آمدن نماینده شاخه فرزند کوچک تر یعنی فریاپیت (حدود ۱۹۱ تا ۱۷۵ پیش از میلاد) امری مسلم است. درباره پادشاهی او و جانشينش فرهاد یکم (حدود ۱۷۶-۱۷۵ پیش از میلاد) تقریباً چیزی نمی دانیم، تنها در دو سند درباره پادشاهی فرهاد یکم آورده شده که او پس از شکست دادن قبیله «مردها» در البرز آیشان را به خاراکس نزدیک دروازه های مازندران کوچاند.
جانشین او مهرداد یکم (حدود ۱۷۱ تا ۱۳۸ پيش از میلاد) نخستین شاه بزرگ اشکانی است که دولت پارت را به جایگاه يک امپراتوری خاوری رساند.



امضای کاربر : باکمترین هزینه سرنوشتان را رقم  برنید!!!برای اطلاعات بیشتر رو عکس ها کلیک کنید.






یکشنبه 08 اردیبهشت 1392 - 16:39
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 3 کاربر از 3digheh به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: mahdi_121 / shilan / ahoora2 /
3digheh آفلاین



ارسال‌ها : 2455
عضویت: 16 /2 /1391
محل زندگی: تــــبریــــز
سن: 29
تشکرها : 2844
تشکر شده : 4889
آشنایی با روند معماری در تاریخ
شاهنشاهی




بازسازی یک کمان دار پارتی کنده کاری شده بر ستون ترایان.


مهرداد یکم (۱۷۱ تا ۱۳۸/۱۳۷ پيش از ميلاد) با آگاهی از شرايط نابه سامان دولتهای بلخی و سلوکی نخست به خاور لشکر کشی نمود تا سرزمينهایی که اوتيدم در زمان پادشاهی اشک دوم و لشکر کشی آنتيوخوس سوم گرفته بود بازپس گيرد. در آن زمان در بلخ پس از مرگ اوتيدم، فرمانروایی دوپاره شده بود، دمتریوس پسر او دولتی در هند تشکیل داده و اوکراتیدس غاصب قدرت را در بلخ غصب کرده بود. اما مهرداد یورش اصلی خود را نه به خاور بلکه به باختر انجام داد. از مرگ آنتیوخوس چهارم اپیفان پس از یورش ناکامش به ایران که با پارتها تماسی پیدا نکرد، وضع سلوکیان بحرانی شد و شَهرَب ماد به نام تیمارخوس اعلام پادشاهی کرد. تيمارخوس پس از نبردهای طولانی از مهرداد شکست خورد و مهرداد ماد را نيز به فرمانروايي خود افزود و باکازیس نامی را به حکومت آن نشاند. با تسخير ماد راه ورود به بين النهرين باز شد و مهرداد با بهره جستن از پیکار میان دمتریوس دوم سلوکی و تریفون غاصب به میان رودان تاخت و بابِل و سلوکیه را گرفت، وی در سلوکیه با عنوان «شاهنشاه» تاجگذاری کرد در حالی که منطقه نفوذش در ۱۴۱ پيش از میلاد تا شهر اوروک در جنوب بابل گسترش یافته بود.




سوار پارتی. Palazzo Madama, تورین, ایتالیا.


دمتریوس پس از غلبه بر تریفون و دلگرمی از دعوت مادها و شهرهای یونانی خود را آماده جنگ با مهرداد نمود. از سوی دیگر خود پارت مورد تهدید سکاها قرار گرفته بود. مهرداد که با جنگی دو سویه روبرو شده بود، خود با بخشی از سپاه به هیرکانیه رفت و وظیفه رودررویی با دمتریوس را بر دوش فرماندهان خویش گذاشت.
دمتریوس پس از کامیابی های آغازین وارد ماد شد ولی شکست خورد و زندانی شد. او را در ۱۴۱/۱۴۰ پيش از میلاد به هیرکانیه نزد مهرداد فرستادند. مهرداد دختر خود رودوگون را به همسری او درآورد تا بعدها بتواند نقشی مناسب با اهداف شاه پارتها ایفا کند. سپس متوجه جنوب شد و سرزمینهای عیلام، شوش و پارس را در ۱۳۹ پیش از میلاد فرمانبردار خویش کرد. بدين ترتیب مهرداد توانست ظرف ده سال از ۱۴۸ تا ۱۳۸ پیش از میلاد با پیکارهای سخت و به برکت سپاه و ---------- جلب همکاری دودمانهای بزرگ، پارت را به مقام يک قدرت بزرگ برساند، وی نه تنها دولتی بزرگ ساخت بلکه برنامه ای برای اشکانیان به ارث گذاشت. مهرداد یکم نخستین «شاهنشاه» اشکانی در ۱۳۹/۱۳۸ پیش از میلاد در گذشت و تاج و تخت را به جانشینش فرهاد دوم (از حدود ۱۳۸ تا ۱۲۹ پيش از ميلاد) سپرد.
در زمان او دولتش که هنوز به اندازه کافی استوار نشده بود دوباره از دو سو مورد تهديد قرار گرفت؛ خطر یورشی از آسيای ميانه و یورش آنتیوخوس هفتم سیدتس که کوشيد در سالهای ۱۳۰/۱۲۹ پيش از ميلاد سلوکیان را (برای آخرين بار) بر خاور چیره سازد، او توانست پارتها را در سه نبرد شکست دهد و بابل و ماد را تسخیر کند. فرهاد با آنتیوخوس وارد گفتگو شد اما شرایط شاه سلوکی را نپذيرفت و مترصد زمان مناسب شد. آنتیوخوس برای آسان نمودن تهيه آذوقه، سپاه خود را در پایگاه های زمستانی شهرهای گوناگون پراکند.


امضای کاربر : باکمترین هزینه سرنوشتان را رقم  برنید!!!برای اطلاعات بیشتر رو عکس ها کلیک کنید.






یکشنبه 08 اردیبهشت 1392 - 16:41
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 3 کاربر از 3digheh به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: mahdi_121 / shilan / ahoora2 /
3digheh آفلاین



ارسال‌ها : 2455
عضویت: 16 /2 /1391
محل زندگی: تــــبریــــز
سن: 29
تشکرها : 2844
تشکر شده : 4889
آشنایی با روند معماری در تاریخ


سوار سنگین اسلحه پارتی در نبرد با شیر. موزه بریتانیا.


فرهاد به یاری تبلیغات ماهرانه ساکنان اين شهرها را به هواداری از خود برانگیخت، سپس نقشه ای را به اجرا گذاشت که در آن تهاجم هم*زمانی به سپاهیان آنتیوخوس پیش بینی شده بود که کاملاً کامیاب از آب درآمد و آنتیوخوس در نبرد پس از آنکه سربازانش رهایش نمودند شکست خورد و کشته شد(یا خودکشی کرد)، در نتیجه فرهاد بابل و ماد را گرفت و به طرح نقشه ای برای تاختن به سوريه دست زد. فرهاد باقی مانده سپاه آنتیوخوس را به سپاه خود افزود (ولی با آنان رفتاری سخت گيرانه داشت) ، پیشتر نیز از مزدوران احتمالاً سکایی بهره جسته بود، فرهاد دستمزد این مزدوران سکايي را پس از پیروزی بر آنتیوخوس نپرداخت پس آنان شوریدند و بر ایران یورش برده حتی بر بین النهرین نیز دست انداختند، در جنگ میان فرهاد و سکاها زمانی که مزدوران یونانی سپاه پیشين آنتیوخوس در لحظه سرنوشت ساز نبرد (۱۲۸ پیش از میلاد) به ایشان پیوستند در میدان رزم کشته شد. اکنون ایران در وضع ناگواری قرار گرفته بود چرا که قبایل جنگجوی یو-تشی به دولت یونانی - باختری (بلخی) تاخته و در حدود ۱۳۵ تا ۱۳۰ پيش از میلاد باختر را اشغال نمودند.
اردوان یکم در چنين شرایطی جانشین فرهاد دوم شد. او نیز نتوانست خطر را دور نماید و سکاییان توانستند در خاور ایران یعنی زرنگ استقرار یابند؛ از آن پس نام درنگیانه به سيستان تغيير یافت. اردوان در نبردی در حدود ۱۲۴/۱۲۳ پیش از میلاد در نبردی جان باخت. خطر همچنان شاهنشاهی پارت را تهدید می نمود. نشانه های فروپاشی در بین النهرین دیده می شد، هوسپائوسینس امیر عرب در حدود ۱۲۷ پیش از میلاد شهر انطاکیه در مصب دجله و فرات در کنار خلیج فارس را گرفت و آنجا را خاراکس هوسپائوسینس نامید. سپس بابل و احتمالاً سلوکیه را گرفت اما هیمروس سردار اشکانی او را پس راند و به نام خود در سلوکیه سکه زد.




138 تا 126پیش از میلاد سفر ژانگ کيان به غرب، غارهای مانگااُ.



امضای کاربر : باکمترین هزینه سرنوشتان را رقم  برنید!!!برای اطلاعات بیشتر رو عکس ها کلیک کنید.






یکشنبه 08 اردیبهشت 1392 - 16:41
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 3 کاربر از 3digheh به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: mahdi_121 / shilan / ahoora2 /
3digheh آفلاین



ارسال‌ها : 2455
عضویت: 16 /2 /1391
محل زندگی: تــــبریــــز
سن: 29
تشکرها : 2844
تشکر شده : 4889
آشنایی با روند معماری در تاریخ
وظیفه نوسازی قدرت اشکانیان بر دوش پسر اردوان یکم یعنی مهرداد دوم (۱۲۳/۱۲۴ تا ۸۸/۸۷ پیش از میلاد) افتاد. او نخست در ۱۲۲/۱۲۱ پيش از میلاد بر هوسپائوسینس لشکر کشید و او را شکست داده تبدیل به امیری دست نشانده کرد. بدین سان بین النهرین تا رود فرات از جمله شهر مرزی مهم دورا-اروپوس در سال ۱۱۳ پیش از میلاد به قلمرو شاهنشاهی اشکانی پیوست. سپس دولتهای کوچک شمال بین النهرین یعنی گوردی ین، آدیابن و اُسرائن فرمانبردار پارتیان شدند. آنگاه به خاور و سکاییان روی آورد و پس از لشکر کشی پیروزمندانه سکاییان زیر فرمان دودمان سورن را به دولتی دست نشانده تبدیل نمود. وی پا را از مهرداد یکم نیز فراتر نهاد و رهسپار ارمنستان شد، آرتاواز شاه ارمنستان را فرمانبردار خویش نمود و تیگران پسر آرتاواز را به عنوان گروگان به پارت فرستاد. رویدادهای بعدی باعث مداخله دوباره ایران شد و ارتش پارت، تیگران را به عنوان شاهی دست نشانده بر تخت پدر نشاند که او نیز ناچار «هفتاد دره» را در حدود ۱۰۰ پیش از میلاد به ایران واگذاشت.در سال ۹۶ پیش از میلاد نخستین دیدار میان اورباز فرستاده مهرداد دوم و کورنلیوس سولا فرمانده سپاه روم با موضوع ابراز دوستی مهرداد و در حقیقت آگاه شدن از اهداف رومیان روی داد. مهرداد دوم دوباره شکوه را به ایران بازگرداند و همچون نیای همنامش، خود را «شاهنشاه» نامید. او با ووتی فغفور چین از سلسله هان (۱۴۱ تا ۷۸ پیش از میلاد) روابط ---------- و بازرگانی برقرار نمود و زبان ایرانی را در نوشتارهای پادشاهی باب نمود.

دگرگونی های درونی

درباره دوره مهم برپایی شاهنشاهی، منابع فراوان تر، کتیبه ها، اسناد خط میخی، خرده سفالها و سکه ها پایه گسترده تری برای شناخت شخصیت شاهان، و هدف های ---------- داخلی و خارجی ایشان نسبت به دوره پیدایش آنان در اختیار می گذارد.

فرهنگ

رشد ایران گرایی را می توان از دوره مهرداد یکم به روشنی دید. شکل و شمایل ایرانی تر شده چهره مهرداد یکم که با جامه ای باشکوه، گیسوانی بلند و ریشی انبوه و تاج بر سر در پشت سکه های آن دوره بی گمان نشان دهنده افزایش پیوندها با محیط ایرانی و جدا شدن از یونانی گرایی است؛ گزیدن نامواره «شاهنشاه» نیز نشانه ای دیگر از توجه به سنتهای هخامنشی است. ظاهراً شکی نیست که مدیریت دربار اشکانی برای اداره کشور از زبان آرامی بهره می جستند (مدارک یافته شده در نسا) و این دلیلی است از دید دشمنانه آنان نسبت به زبان یونانی، زیرا سرانجام نیز کاربرد زبان یونانی را منسوخ نمودند. گام بعدی آنان در این زمینه ایجاد زبان اداری ایرانی بود.

ارتش

تقریباً در همه منابع آمده که اشک در زمان یورش به سلوکیان هم از اسواران و هم از پیادگان بهره می جسته بود. سواره نظام آنان از دو گروه تشکیل شده بود، سواران سنگین که اسب و سوار پوشیده با برگستوان و زره بوده و سواران نیزه داشتند، و دیگری سواران کمان دار با پشتیبانانی مجهز به ترکش های فراوان که همیشه تیر در اختیار ایشان می نهادند. بنا به تاکتیکی سازگار با زمین هموار و دشت، کمانداران مامور بودند دشمن را با باران تیر به ستوه آورند، حال آنکه وظیفه سواران سنگین کوبیدن و ضربه زدن به دشمن ناتوان شده و به ستوه آمده برای تعيين تکلیف نبرد بوده است.


امضای کاربر : باکمترین هزینه سرنوشتان را رقم  برنید!!!برای اطلاعات بیشتر رو عکس ها کلیک کنید.






یکشنبه 08 اردیبهشت 1392 - 16:44
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 3 کاربر از 3digheh به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: mahdi_121 / shilan / ahoora2 /
3digheh آفلاین



ارسال‌ها : 2455
عضویت: 16 /2 /1391
محل زندگی: تــــبریــــز
سن: 29
تشکرها : 2844
تشکر شده : 4889
آشنایی با روند معماری در تاریخ
آنچنان که از زنجیره رویدادها و حرکت اشکانیان (به ویژه مهرداد یکم) برمی آید، ---------- آنان زنده نمودن شکوه گذشته شاهنشاهی هخامنشی بوده است.[2]

نبرد با روم

همچنین نگاه کنید به: جنگ های ایران و روم
حادثه ای که خاور را تکان داد جنگ روم با مهرداد ششم، شاه پونت و همپیمانش تیگران، شاه ارمنستان، در زمان پادشاهی سينتروک، شاه اشکانی بود. پس از شکست قطعی این دو شاه از روم، قلمرو روم به طرز خطرناکی به مرز ايران نزديک شد اين شکست هم*زمان با پادشاهی فرهاد سوم روی داد. سرانجام لیسینیوس کراسوس یکی از سه تریوم ویراتوس روم که در آن زمان فرماندار سوريه بود (همدوره پادشاهی اُرُد دوم) در سال 54 پيش از ميلاد همراه يک سپاه هفت لژیونی بدون اعلان جنگ با هدف اشغال ایران از فرات گذشت. اما نتيجه نبرد برای رومیان مصیبت بار بود چرا که سپاه روم در نبرد حرّان (کارهه) از سپاه ایران به فرماندهی سورنا سردار بزرگ ایرانی شکست خورد و خود و سپاهیانش از دم تیغ گذشتند. اين نخستين نبرد از رشته جنگ های ایران و روم بود که تا پایان دوره ساسانی به درازا کشید؛ بهانه آغاز بیشتر این جنگها زیر نفوذ درآوردن ارمنستان بود که سرانجام به یمن جنگ آوری و ---------- اشکانیان در زمان بلاش یکم (51 تا 79 میلادی) به منطقه نفوذ ایران تبدیل شد. اما از پس مرگ بلاش یکم بلایی خانمان سوز دامان اشکانیان را گرفت، این بلا همانا سرکشی و سودای تخت وتاج در میان شاهزادگان و امیرزادگان ایرانی بود. بلایی که موجب ناتوان نمودن نیروی رزمی ایران در برابر روم گردید و در نتیجه آن رومیان توانستند سه بار بین النهرین و تیسفون را در سالهای 116 میلادی (در زمان پادشاهی خسرو و ترایانوس، 165 میلادی (به فرماندهی آويدیوس کلسیوس و در زمان پادشاهی بلاش چهارم) و آخرين بار در سال 198 میلادی به دست سپتیموس سوروس و در زمان پادشاهی بلاش پنجم تسخیر نمايند. اما شاهان اشکانی با وجود ستیز پیوسته با گردنکشان داخلی هرگز به رومیان اجازه ندادند به سرزمین اصلی ايران نفوذ نمایند.

پایان کار اشکانیان

سرانجام کشمکش های داخلی و شکستهای خارجی حیثیت واپسین شاهان اشکانی را بر باد داد. آخرين جنبشی که به پايان کار اشکانيان انجامید از پارس و به رهبری اردشير بابکان آغاز شد. وی در سال 224 میلادی بر اردوان چهارم شورید؛ اردوان در نبرد از اردشیر به سختی شکست خورد و خود نیز هنگام نبرد کشته شد. اردشیر احتمالاً در سال 226 میلادی در تیسفون تاجگذاری نمود و خود را «شاهنشاه» خواند. بدین ترتیب دفتر دوره اشکانیان (از حدود 238 پیش از میلاد تا حدود 226 میلادی) بسته شد اما یاد شکوهشان چنان در جهان زنده بود که یکصد و پنجاه سال پس از سقوطشان امپراتور روم یولیانوس ترجیح داد به او لقب «فاتح پارت ها» دهند.[3]



امضای کاربر : باکمترین هزینه سرنوشتان را رقم  برنید!!!برای اطلاعات بیشتر رو عکس ها کلیک کنید.






یکشنبه 08 اردیبهشت 1392 - 16:46
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 1 کاربر از 3digheh به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: ahoora2 /
3digheh آفلاین



ارسال‌ها : 2455
عضویت: 16 /2 /1391
محل زندگی: تــــبریــــز
سن: 29
تشکرها : 2844
تشکر شده : 4889
آشنایی با روند معماری در تاریخ
معماری دوره ی اشکانيان (پارتيان)

قوم پارت يا پارتوآ يکی از شعبه های نژاد آريايی ايرانی است پارت ها در زمينه هنرها به ويژه در معماری ابتکارات بديعی داشتند . آنها با برخورداری از پيشينه ی غنی دوباره به احيای هنرهای فراموش شده و يا تفسير يافته ی ايرانی پرداختند با فترتی که در هنر ايران پيدا شده بود نه تنها احياگر معماری و سنت های گذشته ی ايرانيان شدند بلکه تحول ملی عظيم در زمينه ی شهر سازی و معماری ايجاد کردند و در معماری دو عنصر نو ظهور افزودند. يکی احداث گنبد بر روی بناهای چهار ضعلی (مربع شکل) از طريق فيل پرشها و ديگر توسعه ی ساختمان ايران . تاق دار

متاسفانه علی رغم حاکميت طولانی مدت پارتها اکثر آثار آنها از بين رفته است. زيرا عواملی مانند زلزله، آب و هوايی و گستره وسيع امپراتوری، تاثير گذار در روند تخريب آثار معماری بوده اند.

پهناوری بسيار شاهنشاهی پارت و گوناگونی سنت های مردم آن بايد ما را آگاه ساخته باشد که يک سبک معماری در سراسر کشور نمی توانست باشد. اما با کاوش هايی که در مناطق مختلف صورت گرفته از آثار به جای مانده از دوره ی پارتها و آثار پس از آن که به سبک سابق ساخته شده اند می توان سبک معماری و حتی ويژگی آن را مشخص نمود از آن جمله:

- حداکثر استفاده از مصالح بوم آورد

- استفاده بسيار خوب از تکنيک پيشرفته تاق گنبد، به خصوص گنبد با استفاده از مصالح بوم آرود

- پرهيز نکردن از شکوه و ارتفاع زياد

- تنوع فوق العاده در طرح ها

- استفاده از ملات ساروج که به کمک آن توانستند فضاهای معماری وسيع را ايجاد نمايند.

تزئينات در معماری پارتيان:

در معماری پارتی تزئيناتی مانند نقاشی و گچبری وسيعاً به کار گرفته می شده است. گچبری کوه خواجه و نقاشيهای ديواری با رنگ های مختلف و گوناگون حکايت از تزئين بخش داخلی ساختمان ها دارد و اين نمونه تزئينات کچبری با طرح های هندسی و گياهی بعداً در دوره ی ساسانی و از آن پس در دوره اسلامی مورد استفاده قرار گرفت.

منبع:سایت نقش ونگار



امضای کاربر : باکمترین هزینه سرنوشتان را رقم  برنید!!!برای اطلاعات بیشتر رو عکس ها کلیک کنید.






یکشنبه 08 اردیبهشت 1392 - 16:46
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 3 کاربر از 3digheh به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: mahdi_121 / shilan / ahoora2 /
mahdi_121 آفلاین



ارسال‌ها : 135
عضویت: 30 /7 /1391
محل زندگی: Kabul
سن: 20
شناسه یاهو: Architect_121@yahoo.com
تشکرها : 192
تشکر شده : 144
آشنایی با روند معماری در تاریخ
صدیقه جان میتونم بعضی وقتها تاپیک هایی رو انگلیسی بزارم ؟؟
مثه روند معماری

امضای کاربر : قهوه هم طعم عسل دارد  وقتی   ُتوُ    آن طرف میز باشی:9:
دوشنبه 09 اردیبهشت 1392 - 03:31
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
3digheh آفلاین



ارسال‌ها : 2455
عضویت: 16 /2 /1391
محل زندگی: تــــبریــــز
سن: 29
تشکرها : 2844
تشکر شده : 4889
آشنایی با روند معماری در تاریخ
چرا که نه.فقط یه مطلبی اگه مواردی که میخوایی بذاری طولانی شدن تو چند قسمت بذار.
منتظر مطالب قشنگتم هستیم

امضای کاربر : باکمترین هزینه سرنوشتان را رقم  برنید!!!برای اطلاعات بیشتر رو عکس ها کلیک کنید.






دوشنبه 09 اردیبهشت 1392 - 16:37
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
3digheh آفلاین



ارسال‌ها : 2455
عضویت: 16 /2 /1391
محل زندگی: تــــبریــــز
سن: 29
تشکرها : 2844
تشکر شده : 4889
آشنایی با روند معماری در تاریخ
 تاریخ ایران قبل از اسلام (ساسانيان)

سلسله ساسانبان
اين سسلسله چهار صد سال بر سرزمين اهورايی پارس حکومت کرد و با يورش اعراب منقرض شد . بنيانگذاران حكومت ديني خاندان ساساني از پارس برخاسته خود را وارث هخامنشيان و از نسل آنها ميداشتند. آنان بنا به نام جد خويش ساسان به افتخار نام سلسله خويش را ساساني نهادند. ساسان رياست معبد آناهيتاي شعر استخر را بر عهده داشت. بابك پسر ساسان بر شهر خير در كنار درياچه بختگان فرمانروايي مي كرد. و پس از درگذشت پدر عهده دار مقام وي گرديد. سپس با چيره شدن بر چند تن از شاهان پارس موفق به سلطه بر كل پارس گرديد. ارتخشير يا اردشير پسر بابك پس از مرگ پدر و برادر خويش بر امور دست يافت. و در صدد برآمد تا قدرت خويش را بر اطراف پارس نيز انتشار دهد، اردشير در جريان پيشروي هاي خود در دشت هرمزگان با اردوان پادشاه اشكاني رو در رو شد و در نهايت بر وي پيروز گرديد. و اردوان در اين جنگ جان خود را از دست داد و با مرگ وي امپراطوري اشكاني كه از مدتها پيش به انحطاط گراييده بود منقرض گشت. بدين صورت سلسله ساساني كه بوسيله اردشير در پارس بناشد و جاي دودمان اشكان را كه در پارت بوجود آمده بود گرفت. و حكومتي را كه اسكندر مقدوني از پارسي ها گرفته بود. ارتخشير به آنها بازگرداند. سلسله جديد اگر هم بر خلاف ادعاي خويش با خاندان شاهان هخامنشي رشته پيوندي نداشت، ولي مثل آنها به پارس منسوب بود، و مثل آنها سازمان متمركز و استواري كه با نظام ملوك الطوايفي بعد از اسكندر تفاوت بسيار داشت بوجود آورد. حكومتي كه بوسيله دودمان ساساني بر پا شد بر دو پايه دين و مركزيت استوار بود. آنان بر خلاف اشكانيان وحدت سراسر كشور را تامين كردند، دولتي تشكيل دادند كه قدرت كشور را در خود متمركز ساخته با اقتدار تمام بر همه مناطق كشور نظارت داشت. ساسانيان، عظمت و شكوه عصر هخامنشي را تجديد كردند، در دوره قدرت اين سلسله عظمت و اقتدارشان و حيثيت سياسي ايران تا آنجا اوج يافت كه عملا دنياي متمدن آن روز را به دو قطب قدرت يعني ايران و روم تقسيم نمود. و اين مساله خود سبب آغاز فصل جديدي از ارتباط بين اين دو امپراطوري بزرگ گرديد.


امضای کاربر : باکمترین هزینه سرنوشتان را رقم  برنید!!!برای اطلاعات بیشتر رو عکس ها کلیک کنید.






دوشنبه 09 اردیبهشت 1392 - 16:40
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 1 کاربر از 3digheh به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: ahoora2 /
3digheh آفلاین



ارسال‌ها : 2455
عضویت: 16 /2 /1391
محل زندگی: تــــبریــــز
سن: 29
تشکرها : 2844
تشکر شده : 4889
آشنایی با روند معماری در تاریخ
اردشير بابكان(ساسانیان)

همان گونه كه در ابتدا اشاره رفت، اردشير يا ارتخشير پسر بابك بود، نياي وي ساسان از موبدان پارسي بود كه رياست معبد آناهيتاي شهر استخر پارس را بر عهده داشت، كه پس از وي پسرش بابك عهده دار اين مقام گرديد، بابك با دختر امير منطقه اي كه در آن صاحب منصب بود. ازدواج كرد و بزودي صاحب مقام وي گرديد و بدين ترتيب علاوه بر قدرت ديني و مذهبي قدرت حكومتي و سياسي نيز پيدا كرد. بابك مقام ارگنبدي يا رياست دژ منطقه دارابگرد را با كسب اجازه از حاكم پارس به اردشير واگذار نمود. پس از گذشت اندك زماني اردشير در انديشه فتح پارس و به دست آوردن حكومت آن منطقه وسيع و مهم به كمك پدر شروع به تجهيز نيرو و لشكركشي نمود. در ابتدا موفق به شكست دادن شاهان محلي و سپس شكست حاكم پارس گرديد. بدين ترتيب بابك كه در اين فتوحات حضور داشت. به فرمانرواي پارس نايل آمد. چندي بعد وفات يافت و پسر بزرگش شاپور بجاي وي به سلطنت نشست كه حكومت او نيز بدليل فوت ناگهاني وي به اردشير واگذار شد.
اردشير پس از تسلط كامل بر پارس حملات خود را به نواحي اطراف آغاز نمود و چون اهداف بالاتري را در ذهن خود مي پروراند به سرعت موفق به فتح نواحي وسيعي گرديد تا اينكه در جريان يكي از اين فتوحات در جنگي كه در ناحيه هرمزدگان واقع در خوزستان صورت گرفت با اردوان پنجم - بيست و نهمين شاه اشكاني - مواجه شد و پس از شكست دادن و كشتن وي و تعداد زيادي از نيروهايش، شهر تيسفون پايتخت اشكانيان را فتح و سلسله قدرتمند ساساني را بنيان گذارد،*پس از اعلان انقراض پارتيان و قدرت يابي اردشير شورش در برخي نواحي گرگان و ارمنستان آغاز گرديد كه اردشير با آرام كردن تمام اين مناطق و فتح آنها كه سالها به طول انجاميد، استحكام دولت تازه تاسيس خود را تضمين نمود. وي كه پس از گذشت مدت چهل سال از آغاز اعلام طغيان بر عليه فرمانرواي پارس تا اين ايام احساس خستگي مي نمود به كناره گيري از امور سياسي و كسب آرامش تمايل پيدا كرد و بدين صورت از سلطنت كناره گرفت و پسرش شاپور را كه شاهزاده اي لايق و با تدبير بود را به جاي خويش بر تخت سلطنت نشاند و تاج شاهي را با دست خويش بر سر پسرش نهاد و خود روزهاي آخر را به آرامش گذرانيد.
اردشير شاهنشاهي با تدبير و آبادگر بود،*اوست كه مي گويد: ملك حاصل نگردد مگر به لشكر، لشكر فراهم نشود مگر به زر، زر به دست نيايد مگر به كشاورزي ، و آبادي و زراعت بدون عدل و داد صورت نبندد).
اردشير، *با پيروزي بر اشكانيان دولت جديدي را در ايران بوجود آورد كه آيين تازه، قانون تازه و طرز اداره تازه اي را به همراه داشت. پيوند دولت با دين اكثريت پيروان آيين زرتشت را كه در آن ايام در پارس و ماد و حتي در قسمتي از نواحي شرقي جمعيت بسياري را تشكيل مي داد به خاندان او علاقمند كرد، از همان ابتدا كه اعلام سلطنت نمود مقام موبدان موبدي را در پارس تعيين نمود و پيرمردي را كه تسنر نام داشت و معلم وي بود، مشاور و مبلغ خويش ساخت،*و مشاور حاجب خود را نيز از بين هيربدان انتخاب نمود. بدين گونه سلطنت خود را از همان آغاز با حمايت و ارشاد كساني كه اهل دين و دانش بودند مربوط ساخت.

ادامه دارد...




امضای کاربر : باکمترین هزینه سرنوشتان را رقم  برنید!!!برای اطلاعات بیشتر رو عکس ها کلیک کنید.






دوشنبه 09 اردیبهشت 1392 - 16:42
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 1 کاربر از 3digheh به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: ahoora2 /
3digheh آفلاین



ارسال‌ها : 2455
عضویت: 16 /2 /1391
محل زندگی: تــــبریــــز
سن: 29
تشکرها : 2844
تشکر شده : 4889
آشنایی با روند معماری در تاریخ
شاپور اول ، گسترتن(دوران ساسانیان)

شاپور كه به هنگام جلوس چهل ساله بود، تا وقتي اردشير حيات داشت به احترام وي به طور رسمي تاجگذاري نكرد. وي در آغاز سلطنت با طغيان شهر حران و ارمنستان مواجه شد، پس از چندي بر اين طغيان ها فايق آمد و تا نواحي شرقي پيشرفت. سپس به هند لشكر كشيد و تا پنجاب پيشروي كرد. آن گاه متوجه روميان شد و نخستين جنگ با روم شكل گرفت. شاپور طي دو دوره جنگ موفق به شكست روميان گرديد و حتي در نبردي با روم علاوه بر شكست آنها امپراطور والرين كه خود در جنگ شركت داشت را اسير نمود كه به دستور شاپور،*خاطره اين پيروزي را در چند نقش برجسته جاودانه ساختند.
تبديل قلمرو سلطنت پارس كه اردشير باني آن بود به يك امپراطوري وسيع كه دامنه آن را از بين النهرين تا ماوراي النهر و از سغد و گرجستان تا سند و پيشاور رسانده بود، يك تفاوت چشمگيري بين او الزام كرد: گرايش به تسامح نسبي در عقايد. از نظر شاپور بدون اين تسامح حكومت كردن بر ايران كه تبديل به امپراطوري وسيع و ابرقدرتي شده بود - غير ممكن نمي نمود. در واقع او با تدبير، با در پيش گرفتن اين سياست تمركز و وحدت سراسر قلمرو خويش را تضمين نمود. البته خود او،*مثل پدر ظاهرا همچنان در آيين مزد اسنان ثابت و راسخ باقي ماند اما در معامله با پيروان اديان ديگر، آن گونه كه موبدان انتظار داشتند و سياست پدر ايجاب مي نمود سختگيري نشان نداد. قلمرو او در بابل و ماد شامل عده اي قابل ملاحظه از قوم يهود،*در گرجستان و ارمنستان شامل تعدادي فزاينده از قوم مسيحي، در كوشان و باختر شامل عده اي بودايي، و در سرزمين هاي سند و كابل شامل پيروان آيين هندو بود و او البته نمي توانست با سعي در تحميل آيين مزدلسنان همه ا»ها را با حكومت خود دايم در حال خصومت باطني نگهدارد. وي همچنين با اعمال آزادي مذهبي نسبي از تعقيب و آزار پيروان اديان ديگر خصوصا مسيحيان كه به دليل هم كيش بودنشان با روميان مورد خشم و نفرت قرار گرفته بودند،*خودداري نمود. پيرو همين سياست با انديشه ايجاد ارتباط و نزديكي بيشتر بين اديان مختلف به منظور دستيابي به اتحاد و تمركز در كشور و به دنبال آن ايجاد آرامش و از بين رفتن نا آراميها و نا امني ها كه به موجب اختلافات ديني و مذهبي ايجاد شده بود. از آيين التقاطي ماني استقابل نمود. هر چند كه در پيش گرفتن اين سياست موجبات خشم و نگراني موبدان را فراهم آورد. عصر شاپور در عين حال دوران سازندگي نيز بود وي براي سازندگي كشور و آباداني آن از مهارت و هنر همه اقوام و اتباع و هم چنين اسيران رومي نيز استفاده نمود.
در فاصله مرگ شاپور اول و پادشاهي شاپور دوم چند تن ديگر به حكومت رسيدند ولي هيچيك توانايي اين دو را نداشتند. قدرت گيري بيش از حد نجبا و موبدان بدليل ضعف پادشاهان و مداخله آنان در امور كشور، كشمكش آنان براي دستيابي به قدرت حمله روم در همين اثناي به ايران و پيروزيهاي پراكنده آنان اوضاع ايران را در وضعيتي نامطلوب قرار داده بود.
ادامه دارد......

امضای کاربر : باکمترین هزینه سرنوشتان را رقم  برنید!!!برای اطلاعات بیشتر رو عکس ها کلیک کنید.






دوشنبه 09 اردیبهشت 1392 - 16:44
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 1 کاربر از 3digheh به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: ahoora2 /
mahdi_121 آفلاین



ارسال‌ها : 135
عضویت: 30 /7 /1391
محل زندگی: Kabul
سن: 20
شناسه یاهو: Architect_121@yahoo.com
تشکرها : 192
تشکر شده : 144
The Differences between Greek and Roman Architecture


The Differences between Greek and Roman Architecture



Greek and Roman architecture are
quite often lumped into the same category when discussing architectural styles,
but there are some distinct differences. Greek architecture developed around
the seventh century BC, and focused almost entirely on the outer aesthetic
appeal of the building. The architectural characteristics were created in order
to please the Greek gods, who were thought to only see the outside, and the
indoor spaces the buildings created were fairly plain. Greek architecture
stressed the column, with posts along the top to support the roof. Most of the
architecture developed by ancient Greeks was solely for religious decoration.



Roman architecture began as an adaptation of Greek architecture. Roman
architecture, however, evolved with the technology of the times and
incorporated a lot of new discoveries into the buildings. They also modified
the architecture to focus equally on the inside and outside beauty. Since the
architecture was used for many different types of buildings, the style changed
quite a bit. Roman religious buildings were very similar to the Greek temples,
but public buildings had to be built with a more utilitarian view. As the
Romans developed arches and domes, the new technologies became part of the
buildings. This is why the arch is a big part of Roman architectural styles.



Since Roman architecture found its base in the Greek styles, many people think
of them as the same. Roman architecture, like aqueducts and the Colosseum, is
much more abundant and widespread because of the extent of the Roman empire.
However, if something is referred to as “Greek” architecture, it is different
from the more popular, technologically advanced style the Romans developed.





امضای کاربر : قهوه هم طعم عسل دارد  وقتی   ُتوُ    آن طرف میز باشی:9:
چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392 - 01:21
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 2 کاربر از mahdi_121 به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: 3digheh / ahoora2 /
mahdi_121 آفلاین



ارسال‌ها : 135
عضویت: 30 /7 /1391
محل زندگی: Kabul
سن: 20
شناسه یاهو: Architect_121@yahoo.com
تشکرها : 192
تشکر شده : 144
Difference


Greek vs. Roman Architecture



Greek and Roman Architecture were
similar in that both utilized Doric, Ionic and Corinthian columns in their
structures. Greek architecture was primarily centered around constructing
buildings to serve as “temples to the gods.” These buildings were much like
works of art, very decorative on the outside and rather plain inside. While
Greek architecture certainly influenced Roman architecture, the Romans designed
their buildings to be beautiful on the inside as well as the outside.



Their structures were used as gathering places for the masses and places to
hold meetings for the public. It appears as though the Romans were more skilled
in engineering techniques than were the Greeks. Greek architecture tended to be
plain and simple while the Romans were much more elaborate with their
ornamentation.



The Romans were adept at making vast improvements in construction methods
employed by the Greeks. The “arch,” while not developed by the Romans, was used
with great skill and revolutionized architecture as it was known in early
times. The Colosseum and many of the bridges they constructed in ancient times
reflect this.



As an another example of some of the differences between Greek and Roman
architecture, a look at the variation in columns will show how the Romans added
a base to the Doric column used by the Greeks (for example in the Parthenon)
and then added ornamentation as well. Additionally, the Romans invented a style
of column all their own by combining different styles of columns like the
Corinthian column with a portion of the Ionic Greek style column.





امضای کاربر : قهوه هم طعم عسل دارد  وقتی   ُتوُ    آن طرف میز باشی:9:
چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392 - 01:23
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 2 کاربر از mahdi_121 به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: 3digheh / ahoora2 /
mahdi_121 آفلاین



ارسال‌ها : 135
عضویت: 30 /7 /1391
محل زندگی: Kabul
سن: 20
شناسه یاهو: Architect_121@yahoo.com
تشکرها : 192
تشکر شده : 144



Glossary
of Terms for Muslim Architecture




Arabesque: French word used for Muslim art style based
on the use of interlacing plant motif with leaves and tendrils.



Apse: A vaulted extension or projection of circular or polygonal
shape, coming from a choir or chapel.



Arch: A curved structure spanning an opening or recess. It consists
of a number of voussoirs which maintain the arch in place and transform the
vertical pressure of the

structure above it into lateral pressure.



Arcade: A series of arches
supported by columns or piers.



Barrel vault: Also called tunnel vault, it is the simplest form of a
vault, consisting of a continuous surface of semicircular or pointed sections
and has the form of a tunnel.



Battlement: A parapet with alternating openings and raised sections
(merlons), used here on castle towers for defence purposes. Evidence suggests
that it was first used by the Muslims before Europe
adopted it after the Crusades.



Blind arch: An arch applied to a wall.



Caliph: Title used by the successors of the Prophet Mohammed (puh)
exercising the position of the supreme leader of the Muslims (ruler).



Column: A cylindrical support used widely by the Greeks and Romans
(often marble). In addition to its structural function, it is used as
decorative means.



Corbel: A projection from a wall sometimes provides extra support to
a structural member such as a shaft. It is also used for decorative purposes.
The use of the corbel was a Muslim precedent and through them it reached Europe.



Crossing: It is a Christian concept depicting the area of a church
where the nave, choir, and transept intersect. In the mosque it is where the
main nave and the aisle nearest to the Mihrab intersect.



Crusades: War compaigns launched by Christian Europe against the
Muslims. They started in 1099 with the occupation of Jerusalem and ended in 1292. Salah al-Din
liberated Jerusalem
in 1187.



Damascene: of Damascus
origin, in art it depicts the technique used by the Syrians.



Diwan: It is a government office where the governor (ruler) sets
receptions for the population. It may also means the room where the ruler meets
his council to discuss the affairs of the state. In poetry, it is used to mean
a work (book) of collection of poems.



Drum: A cylindrical wall which supports a dome.




امضای کاربر : قهوه هم طعم عسل دارد  وقتی   ُتوُ    آن طرف میز باشی:9:
چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392 - 01:31
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 1 کاربر از mahdi_121 به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: 3digheh /
mahdi_121 آفلاین



ارسال‌ها : 135
عضویت: 30 /7 /1391
محل زندگی: Kabul
سن: 20
شناسه یاهو: Architect_121@yahoo.com
تشکرها : 192
تشکر شده : 144
continued


Mashrabiya: Wooden lattice work in the form of transparent screens
placed on building openings such as windows and other apertures or enclosing
balconies. It allows considerable level of ventilation and provide greater
privacy.



Masjid: A small mosque used locally for five daily prayers.



Mausoleum: Structure accommodating a tomb of an important person.



Mihrab: A niche in the Qibla wall of a mosque indicating the
direction of Makkah



Minbar: A pulpit (some times a wooden steps) placed on the right of
the mihrab used by the Imam to deliver his Jumua lecture (khutba)



Minaret: A tower of the mosque used for the call of prayers.



Moresque: Of French origin, used for Moorish.



Morisco: Muslim who converted to Christianity in Spain.



Mozarab: Chritians who lived in the Islamic Spain (Andalusia)



Mudejar: The Muslims who remained in Spanish after the Christian
conquest.



Multifoil arch: An arch with multi lobes or foils. It was a Muslim
invention introduce firstly in Samarra and
widely used in Spain.
It has mainly ornamental and decorative functions.



Muqranna: Also called stalactite or honeycomb, a decorative pattern
consisting of small niches arranged like honeycomb and made mostly from plaster
for internal treatment of curved surface especially in transitional zones
between domes and their supports.



Mussallah: Prayer enclosure where Eid prayer and other large
seremonial prayers are held.



Naskhi: Another type of calligraphy consisting of cursive script
style.



Nave: In a mosque it is the main central aisle leading to the Mihrab.
In the church it is the main longitudinal space of a bascilican church. It is
where the Christian congregation stand in prayer and religious services.



Niche: It is the mihrab.



Pier: A structural support, usually in the form of square,
rectangular, or composite. It was first used in Muslim architecture and became
popular in European (Gothic) medieval architecture.



Pointed arch: An arch with a pointed apex invented by the Muslims and
first appeared in Al-Aqsa Mosque (Jerusalem)
then to Ibn Tulun Mosque (Egypt),
before reaching Europe in 11th century.



Ogee arch: It is a pointed arch flattened appeared firstly in Muslim
Persia. It was widely used in India
and later in Europe in late Gothic.



Qibla: The direction of Makkah for which Muslims should face in their
prayers.



Quadripartite Rib vault: A rib vault which is divided into four
sections by two diagonal ribs.



Rib: An arch of masonry projecting from under (usually) the surface
of the vault providing support and forming part of the framework on which a
vault rests.



Ribat: Monastic fortress.



Rib Vault: A masonry vault with a relatively thin web and set within
a framework of ribs.



Squinch: An arch placed at the corners of a square base to act as the
transition to a circular dome placed on the base.



Stucco: A plaster used for coating and making decorating casts.



Transverse Arch: An arch which runs across the vault from side to
side, dividing the bays and providing support to the vault. Its projecting
bands makes what is known as the rib of the vault.



Voussoir: The wedge-shaped stones that forms the arch.



Wali: North African for Maqam or Mazar in the Middle East and Persia
respectively, depicting the tomb of saintly or pious man.



Zawiya: A
retreat of famous scholar receiving students followers taught theology.



امضای کاربر : قهوه هم طعم عسل دارد  وقتی   ُتوُ    آن طرف میز باشی:9:
چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392 - 01:35
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 1 کاربر از mahdi_121 به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: 3digheh /
mahdi_121 آفلاین



ارسال‌ها : 135
عضویت: 30 /7 /1391
محل زندگی: Kabul
سن: 20
شناسه یاهو: Architect_121@yahoo.com
تشکرها : 192
تشکر شده : 144
آشنایی با روند معماری در تاریخ
امیدوارم مفید واقعه شه!:43:

امضای کاربر : قهوه هم طعم عسل دارد  وقتی   ُتوُ    آن طرف میز باشی:9:
چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392 - 01:36
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 1 کاربر از mahdi_121 به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: ahoora2 /
3digheh آفلاین



ارسال‌ها : 2455
عضویت: 16 /2 /1391
محل زندگی: تــــبریــــز
سن: 29
تشکرها : 2844
تشکر شده : 4889
آشنایی با روند معماری در تاریخ
معماي و حجاري دردوره ساسانیان
خرابه هاي چندين كاخ و آتش گاه در فيروز آباد، بيشاپور و.... جلوه گاه معماري عصر ساساني است. معماران اين دوره در اوايل از شيوه هاي اشكاني پيروي مي كردند. ولي با گذشت زمان، در بناي كاخ ها و آتش گاه ها شيوه ها و سبك هايي در پيش گرفتند. كه در گذشته فراگير نبود، مانند استفاده از طاق وايوان، با استفاده از طاق، بكارگيري ستون كمتر در معماري مورد توجه و استفاده قرار مي گرفت. معماران عصر ساساني از گچ بري هاي زيبا و گاه كاشي كاري استفاده مي كردند. كاخ هايي مانند كاخ تيسفون(معروف به ايوان كسري) و كاخ فيروز آباد در زمان خود شكوه و جلال بسياري داشتند و چشم همگان را خيره مي كردند. شاهان ساساني در اين كاخ ها به اداره امور مي پرداختند، دستورات لازم را صادر مي كردند، فرستادگان دولت هاي ديگر را به حضور مي پذيرفتند و نيز به تفريح و خوشگذراني مي پرداختند.
نقش برجسته هاي فرمانروايان ساساني و كتبيه هاي آنان در فارس و كرمانشاه و نواحي ديگر كه شامل مراسم تاج گذاري، جنگ و شکار شاهان است. نشانگر تبحر حجاران چيره دست ايراني در آن عهد است.

امضای کاربر : باکمترین هزینه سرنوشتان را رقم  برنید!!!برای اطلاعات بیشتر رو عکس ها کلیک کنید.






شنبه 11 خرداد 1392 - 17:13
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 1 کاربر از 3digheh به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: ahoora2 /
3digheh آفلاین



ارسال‌ها : 2455
عضویت: 16 /2 /1391
محل زندگی: تــــبریــــز
سن: 29
تشکرها : 2844
تشکر شده : 4889
آشنایی با روند معماری در تاریخ
معماری دوره ساسانی

سلسله ی ساسانی آخرين حکومت پيش از اسلام ايرانی است. ساسانيان حکومتی ملی تاسيس کردند که متکی به دين ملی و تمدنی بود که شايد از جنبه ی ايرانيت در سراسر تاريخ طويل ايران نظير نداشته است. ساختمان های اصلی معماری ساسانی هم مانند هخامنشيان کاخ های شاهی بود. اما راه حل های معماری هخامنشی برای ساسانيان ظاهراً پر هزينه و پيشرفت ناپذير بوده است. زيرا بلندی تيرهای چوبی حد غلائی دارد که در دوره ی هخامنشی از آن استفاده شده است. بنابراين حتی در ساختمان های شاهی هم معماری تاقدار را که در دوره ی هخامنشی بی شک معماری شناخته شده ای بود، رواج دادند. معماری ساسانی صرفاً کاخ ها نيست، بلکه معماری خانه های مردم و از همه مهمتر معماری آتشگاهها و معابد و بعضی بناهای يادمانی، کاروانسرا و قلعه ها را شامل می گردد. آتشگاهها و معابد پس از کاخ ها بيشترين آثار معماری به جای مانده از دوران ساسانی هستند. وليکن اهميت و ويژگی معماری کاخ ها طوری است که بررسی و مطالعه ی آنها در صدر قرار گيرد.



امضای کاربر : باکمترین هزینه سرنوشتان را رقم  برنید!!!برای اطلاعات بیشتر رو عکس ها کلیک کنید.






شنبه 11 خرداد 1392 - 17:14
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 1 کاربر از 3digheh به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: ahoora2 /
ارسال پاسخ



برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.


پرش به انجمن :