ارسال پاسخ
تعداد بازدید 1355
نویسنده پیام
3digheh آفلاین


ارسال‌ها : 2455
عضویت: 16 /2 /1391
محل زندگی: تــــبریــــز
سن: 29
تشکرها : 2844
تشکر شده : 4889
از کجاشروع کنم؟!!!
تا به حال این سوال در ذهن شما آمده که " طرح را از کجا شروع کنم ؟ " ، " چی بکشم ؟ "

این سوالی که اکثرا تو مرحله اول به ذهن یه معمار یا طراح حالا چه آکادمیک و چه غیر آکادمیک میاد.
 وخیلی وقتا هم شده که شرو ع به کشیدن طرح اولیه به صورت دست آزاد میکنم واکثرا هم طرحا کلیتی از چندتا منحنی میشن و دربین این منحنیا دنبال طرح اصلی میگردیم...

حالا این طور طرح کشیدن میتونه دلایل مختلفی داشته باشه مث:

- کم تجربه بودن

- کم بودن سواد بصری

- ماهیت موضوع پروژه

- صبور نبودن طراح معمار

- محدود کردن فکر

-و...

 سوال این است که اگر این عوامل جزیی که در بالا گفته شد و عواملی مشابه آنها ، از میان برداشته شوند ، طرح معماری بهینه و شفافی بدست می آید ؟

شاید جواب اکثریت "نه "باشد و از اینجات که روند طراحی پروژه بیش از بیش اهمیت پیدا میکنه.

حال اینن سوال مطرح میشود که:

"یه طراح چه پروسه ای رو باید طی کنه و این پروسه شامل چه فعالیت هایی میشود؟"






امضای کاربر : باکمترین هزینه سرنوشتان را رقم  برنید!!!برای اطلاعات بیشتر رو عکس ها کلیک کنید.






دوشنبه 13 آذر 1391 - 11:00
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 8 کاربر از 3digheh به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: maybody & ark & eli & shilan & samanes & mahdi_121 & ahoora2 & memari &
maybody آفلاین



ارسال‌ها : 1143
عضویت: 14 /1 /1391
محل زندگی: میبد
سن: 24
تشکرها : 1916
تشکر شده : 2620
از کجاشروع کنم؟!!!
خیلی بخش جالبیه ... مرسی صدیقه خانم
من خودم معمولا با کلی سوال از خودم و البته از کارفرما در مورد طراحی شروع میکنم ...
بعد هم برای جواب سوالای بدون جوابم توی مطالعاتی که برای طراحی انجام میدم دنبال جواب میگردم، و معمولا تا برای همه سوالاتم جواب پیدا نکنم، شروع به طراحی نمیکنم ...
طرح سوال برای من مساویه با تعیین هدف ...
بر عکس خیلی ها، ایده های من از بین مطالعات در میاد ...
من معمولا ایده هام رو سعی میکنم از مفاهیم در بیارم ... بنظرم این ایده هاست که میمونه ...
اولش از مفاهیم خیلی سطحی شروع میکنیم، و کم کم با توجه به مطالعه و بالارفتن تجربمون از مفاهیم بهتری استفاده میکنیم ...
البته این روش منه ... شایدم درست نباشه ... دوستان نقدی به روش من تو رسیدن به طرح و ایده اگه دارن، خوشحال میشم بشنوم ...
تو این بخش هم پیشنهاد میکنم، بریم دنبالش ببینیم آثار خوب معماری از کجا شروع شدن و به کجا رسیدن ...
این که گفتم آثار و نگفتم معماران برای این بود که بعضی آثار واقعا فوق العاده ان در صورتی که معمارشون خیلی شناخته شده نیستند ...
بازم مرسی صدیقه خانم ...

امضای کاربر : منتظر نمان پرنده ای بیاید و پروازت دهد , در پرنده شدن خویش بکوش! دکتر شریعتی
دوشنبه 13 آذر 1391 - 12:54
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 5 کاربر از maybody به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: 3digheh / shima22 / shilan / mahdi_121 / ahoora2 /
3digheh آفلاین



ارسال‌ها : 2455
عضویت: 16 /2 /1391
محل زندگی: تــــبریــــز
سن: 29
تشکرها : 2844
تشکر شده : 4889
از کجاشروع کنم؟!!!
(داشتم تو نت درمورد همین موضوع که واقعا چطوری باید یه طرح وکشید واصلا اصول طراحی وشروعش چیه وبه چی بستگی داره گشت  میزدم تو یکی از سایتا به یه مطلب جالب برخوردم خواستم باشمام به اشتراکش بزارم که بی ربطم به بحث تایپیکمون نیس)

اول يك سوال از شما دارم ، چرا مي بايست هركس بر حسب اتفاق يا ارادي وارد معماري شد بتواند طراحي كند؟
به نظر من بسياري از ما "توانايي طراحي كردن" را به معناي دقيق كلمه نداريم. چون اطلاعات علمي ،‌تجربي و فني ما عميق نيست بلكه گسترده و بي سر و ته مي باشد.
بقول حافظ نه هركه سر تراشيدقلندري دانست! هركاري راه و رسم خودشودارد.
من و شما مي دانيم در معماري سنتي ما، رسيدن به درجه ي "معمار" كاري آسان و سهل و ممتنع نبوده است بلكه 20سال يا بيشتر طول مي كشيده، حالا با دونستن اتوكد و نهايتش دست قوي و كارشناسي يا كارشناسي ارشد افتخاري فكر مي كنيم معمار شده ايم.
دوستان ، ما معمارهستيم و بايد منبر بسازيم نه اينكه بالاي منبر برويم وخطبه معماري بگوييم.
عشق بسياري از منبري اين هست كه به هرطريق ارشد بگيرند و سر كلاس دانشجويان معماري با هر پايه اي رفته و تا مي توانند با سخنراني و بادي لنگويچ، معماري را آموزش دهند. و اسفا واسفا.
گويي با توجه چند نفر، معمار مي شوند.
من سه تقسيم بندي براي معماران نو خواسته مثل خودم كرده ام :
1- انهايي كه دست قوي دارند
2-آنهايي كه ذهن قوي دارند
3-آنهايي كه بيان قوي دارند
پر واضح است تركيب دست و ذهن ، نابغه معماري را بوجود مي آورد و بقيه را خودتان بهتر مي دانيد.
پتانسيل طراحي هر معمار به نظر من خارج از اين سه توانايي نمي تواند باشد و مي بايست هريك در جايگاه خود تقويت بشوند.
البته قبل از آن سلسله مراتبي وجود دارد و كه كليد آن اينجاست:
شناخت دقيق از خود (خودشناسي )

قبل ازاينه بخواهيم خويش را معمار بناميم مي بايست شناخت صحيحي از خود داشته باشيم و سپس رابطه و توانايي خودمون را با مسئله آفرينش و خلاقيت در نظر بگيريم.وقتي زندگي و روح آشفته اي داريم ، وقتي قادر به سامان دادن زندگي خود نيستيم نبايد انتظارداشته باشيم كه بتوانيم وارد حيطه ي طراحي بشويم . نهايتش مي شود همان آنهايي كه ذكر خيرشان رفت ، سعي مي كنيم با در معرض ديد قرار دادن خودمان ، پرزانته خاص لباس و بيان ، مورد توجه قرار گرفتن و ... ميانه ي تهي خويش را پر كنيم . غافل از اينكه اگر فرصت را غنيمت بشمريم مي توانيم با انديشه و تفكر عميق پله پله دانش نظري و عملي خودمان را افزايش دهيم .
ياد استاد طلسچي بخير ، سر كلاس مباني نظري جمله را گفت كه به شدت مرا تكان داد ،
ايشان در مورد پيراله گفتند :
- پيراله(معمار و رياضيدان) "سعي در خوب ديدن داشت نه در خوب ديده شدن"
بگذريم ، وقتي پاسخ مناسبي دريافت كرديم آن زمان مي توانيم دست به طراحي بزنيم و پروژه اي را تكميل نماييم.
به نظر دوست كارشناس ارشدمون برسونم بهتر است قبل از سوالي كه مطرح كرديد ، به اين بپردازيم كه معمار كيست ؟
من در زندگي حرفه اي خود بارها به طرح هاي برخورد كرده ام كه بيشتر نشات گرفته از تمايلات و مصلحت انديشي ذهن طراح آن بوده است .
براي همين گفتم من با اين بدن خشك پشت كامپيوتر نشين، مي توانم ژيمناستيك كار بشوم يا نه ؟؟؟

البته مي شود، ولي با .......




امضای کاربر : باکمترین هزینه سرنوشتان را رقم  برنید!!!برای اطلاعات بیشتر رو عکس ها کلیک کنید.






سه شنبه 14 آذر 1391 - 11:17
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 7 کاربر از 3digheh به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: maybody / elham20 / sana / shilan / samanes / mahdi_121 / ahoora2 /
3digheh آفلاین



ارسال‌ها : 2455
عضویت: 16 /2 /1391
محل زندگی: تــــبریــــز
سن: 29
تشکرها : 2844
تشکر شده : 4889
از کجاشروع کنم؟!!!
“در معماری، هر طرح یک سیستم است.”

بنا (محصول)، تجسم و تخیل، تفکر

عوامل موثر بر کانسپت در طراحی: هدف – تحلیل سایت و مکان یابی ساختمان – عوامل فرهنگی اجتماعی- عوامل جغرافیایی- شرایط آب و هوایی – برنامه فیزیکی طرح – خواسته کار فرما – مقیاس و تناسبات – بررسی مصالح و تکنولوژی ساخت بنا – ابعاد انسانی و فضاهای معماری (حرایم) و الزامات تاسیساتی

روش های مختلف طراحی معماری:

۱- روش طراحی فرم گرا که برای طراحی بناهایی مثل سینما، تئاتر، موزه، فرهنگسرا و تا حدودی مذهبی می توانیم از چنین سبک و سیاقی استفاده کنیم.
۲- روش طراحی عملکرد گرا که برای طراحی ساختمان هایی مثل بیمارستان، مدرسه ها و برج های مسکونی مورد استفاده قرار می گیرد.

فرم و معنا در آفرینش معماری: آفرینش معماری همواره با دو مقوله اساسی سر و کار داشته است: فرم یا شکل و مفهوم یا معنا. این دو مقوله که به ترتیب جنبه های صوری و معنایی معماری را تشکیل میدهند که از بحث انگیزترین مقولات در طول تاریخ معماری بخصوص معماری معاصر بوده اند.
آفرینش فرم در معماری: فرم یکی از مقوله های اساسی آفرینش معماری به شمار می آید. در واقع سنگین ترین وظیفه ای که برای معمار میتوان قائل شد، آفرینش فرم است، چرا که معمار بایستی در این مرحله با به کار گرفتن ماده زیبایی بیافریند، یعنی سخت ترین موجودیت را برای انتقال ظریف ترین معناها بکار گیرد.
نقش فرم در آفرینش معماری: برای معماران که از دیدگاه آفرینشی در فضای معماری به فرم می نگرند، آفرینش فرم از اهمیتی بسیار برخوردار است، زیرا معمار در آفربنش فضا آنچه را میخواهد بگوید، با استفاده از فرم ابراز میکند، همچنان که موسیقی سازان، نقاشان، شاعران و فیلمسازان نیز هریک به زبان و بیان خاص خود آنچه را در دل دارند، از طریق صوتها، کلامها و رنگها به مخاطبان خودشان انتقال میدهند. فرم چه در موسیقی، چه در معماری و چه در شعر، بعدهای ذهنی را می نمایاند و تنها راه ممکن برای انتقال مفهومی خاص از سوی آفریننده اثر به استفادهکننده و مخاطب است.
تشخیص فرم: خصوصیت عملکردی فضا، به دنبال صفت های فرمال فضا می آیند و وقتی ما اتاق را ساختیم، خود به خود عملکرد را تعیین کرده ایم. بنابراین در معماری، یعنی در ساختن فضاها، ما به منظور دستیابی به فانکشن باید از فرم شروع کنیم.
فرم و فضای معماری: عناصر فرم و فضا همراه یکدیگر واقعیت معماری را تشکیل می‌دهند. وقتی فضا توسط عناصر تشکیل دهنده فرم شروع به حبس شدن، محصور شدن، شکل گرفتن و سازماندهی شدن می‌کند، معماری بوجود می‌آید.

برگرفته شده از سایت : http://daneshgahebozorgmehr.mihanblog.com/


امضای کاربر : باکمترین هزینه سرنوشتان را رقم  برنید!!!برای اطلاعات بیشتر رو عکس ها کلیک کنید.






یکشنبه 19 آذر 1391 - 16:25
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 3 کاربر از 3digheh به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: maybody / sana / ahoora2 /
3digheh آفلاین



ارسال‌ها : 2455
عضویت: 16 /2 /1391
محل زندگی: تــــبریــــز
سن: 29
تشکرها : 2844
تشکر شده : 4889
از کجاشروع کنم؟!!!
بابا شماها ایشاا...قراره مهندس های اینده این کشور بشین یا شدین ....یعنی هیشکی هیچ نظری نداره درباب این موضوع؟؟؟؟؟؟؟؟
بابا یه تکونی به خودتون بدین  وسعی کنین بیشتر تو بخشای تخصصی شرکت کنین ...اگه اینجا پاتوق معماری پس باید تایپیکای معماریش بیشتر مخاطب داشته باشه هااااااااااااااااا...
آ قربون دوستای عزیز تر ازجان...
بسم الله...

امضای کاربر : باکمترین هزینه سرنوشتان را رقم  برنید!!!برای اطلاعات بیشتر رو عکس ها کلیک کنید.






دوشنبه 20 آذر 1391 - 12:09
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 2 کاربر از 3digheh به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: setare / ahoora2 /
setare آفلاین



ارسال‌ها : 553
عضویت: 29 /3 /1391
محل زندگی: بهشت
سن: 20
شناسه یاهو: A&S
تشکرها : 719
تشکر شده : 627
از کجاشروع کنم؟!!!

امضای کاربر :
چهارشنبه 06 دی 1391 - 11:08
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 1 کاربر از setare به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: 3digheh /
3digheh آفلاین



ارسال‌ها : 2455
عضویت: 16 /2 /1391
محل زندگی: تــــبریــــز
سن: 29
تشکرها : 2844
تشکر شده : 4889
از کجاشروع کنم؟!!!
lifeجــــــــــــان واقعا جواب مبتکرانه ای دادی ...

امضای کاربر : باکمترین هزینه سرنوشتان را رقم  برنید!!!برای اطلاعات بیشتر رو عکس ها کلیک کنید.






چهارشنبه 06 دی 1391 - 11:49
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
maybody آفلاین



ارسال‌ها : 1143
عضویت: 14 /1 /1391
محل زندگی: میبد
سن: 24
تشکرها : 1916
تشکر شده : 2620
از کجاشروع کنم؟!!!
شاید بهتر باشه برای این که مشارکت توی این بخش بیشتر بشه، دوستان روش های خودشون رو برای شروع کردن به طراحی بهمون بگن ...
اینجوری میتونیم هم دیگه رو نقد کنیم و از تجربیات هم دیگه استفاده کنیم ...
من که روش شروع به کار و طراحیم و رسیدن به طرحم رو خیلی کلی توضیح دادم ...
دوستان هم این کار رو بکنند تا جوابها رو کنار هم بذاریم و از تجربیات هم دیگه استفاده کنیم ...

امضای کاربر : منتظر نمان پرنده ای بیاید و پروازت دهد , در پرنده شدن خویش بکوش! دکتر شریعتی
جمعه 15 دی 1391 - 14:57
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 1 کاربر از maybody به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: 3digheh /
3digheh آفلاین



ارسال‌ها : 2455
عضویت: 16 /2 /1391
محل زندگی: تــــبریــــز
سن: 29
تشکرها : 2844
تشکر شده : 4889
از کجاشروع کنم؟!!!
شیوه طراحی من:

من اگه قرارباشه یه طرحی بکشم اول از همه وقبل اینکه حتی یه خط رو کاغذ بکشم یا درمورد طرحم فکرکنم.یه کاغذبرمیدارم وروش کلا همه اون چیزی که قراره تو این طرحم داشته باشم حالا برفرض طرحم  طراحی یه ویلا باشه اول تعداد اتاقها و فضاهارو مشخص میکنم واگه مشخص باشه قراره افراد ساکن تو این محل چه مشخصه هایی داشته باشن مثلا ازلحاظ رشته تحصیلی,جنسیت وسن افراد توجه میکنم و اینکه این ساحتمان وضعیت اقلیمیش چطوره.بعدش یه کلیتی ازترسیم داخلیشو شماتیک وار واس خودم میکشم.

حالا چرا از داخل به خارج طراحی میکنم:با یه مثال سادتر میگم مثلا فکر کنیم به ماخبردادن که قراره بریم به یه مسافرت...صدرصد به یه چمدون نیاز داریم که وسایلمون وجمع کنیم توش...حالا این وسط یه مشکلی هست ما مقصدمون ونمیدونیم اصلا نمیدونیم قراره کجا بریم ...لباس گرم برداریم یا لباس معمولی...اصلا چمدونمون بزرگ انتخاب کنیم یا کوچیک؟بعضی چمدونا یه کاپشن میذاری توش ظرفیتش تکمیل میشه....

پ بااین حساب دونستن اینکه قراره چی توچمدونمون جا بدیم یه اصل مهمه ...تو طراحی هم همینطور.

حالا ایناروکه مشخص کردم میام وطرحمو براساس داشته هام میکشم.خیلی وقتام شده هیچی تو ذهنم نبوده و وقتی که اینجوری شروع کردم به کشیدن ویه جورایی مغزمو درگیر کردم طرحا وایده های قشنگ خود به خود سرازیر شده تو مغزم  فقط باید حوصله داشت...

هرچی که اومد تو ذهنم ومیارم رو کاغذ به درست بودن و قابل اجرا بودنشم توجه نمیکنم و هرچی اومد تو ذهنم ومیارم رو کاغذو بعدش شروع میکنم یکی و انتخاب میکنم و اصولی روش فکر میکنم.و اینبار همه فکرمو میارم رو طرحم وشروع میکنم به کشیدنش.

من یه اصلی که تو طرحام دارم و همیشه وقتی میکشم مد نظرمه اینکه طوری طراحی کنم که همه اجزا با هم درگیرشن مثلا تو سایت پلانم جزپلان خودم نشه پلان دیگه ای وآورد توش حتی باغچه ای هم که تو حیاط پلانم طراحی میکنم یه جورایی ربطش میدم به پلان اصلی همینطور اجزای داخلی یا شکل پنجره ها وحتی طراحی شبکه پنجره هام.

به نظرخودم هیچ وقت نباید بی ربط طراحی کرد مثلا ازنظرمن وقتی طرح کلی ما یه مکعب باشه خیلی خوشایند نیست بیایم پنجره هایی طراحی کنیم که مثلا دارای شبکه های دایره شکل باشن!!!

تو طراحیم همیشه اینو رعایت میکنم که بعد من کسی نتونه جایی چیزی و به طور محسوس تغییر بده.


امضای کاربر : باکمترین هزینه سرنوشتان را رقم  برنید!!!برای اطلاعات بیشتر رو عکس ها کلیک کنید.






یکشنبه 24 دی 1391 - 16:21
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 4 کاربر از 3digheh به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: maybody / shima22 / shilan / ahoora2 /
3digheh آفلاین



ارسال‌ها : 2455
عضویت: 16 /2 /1391
محل زندگی: تــــبریــــز
سن: 29
تشکرها : 2844
تشکر شده : 4889
از کجاشروع کنم؟!!!
بچه ها همت کنین...
بابا این شیوه های خودتونو لوبدین...
آ ماشلا

امضای کاربر : باکمترین هزینه سرنوشتان را رقم  برنید!!!برای اطلاعات بیشتر رو عکس ها کلیک کنید.






سه شنبه 26 دی 1391 - 17:23
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 2 کاربر از 3digheh به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: setare / maybody /
3digheh آفلاین



ارسال‌ها : 2455
عضویت: 16 /2 /1391
محل زندگی: تــــبریــــز
سن: 29
تشکرها : 2844
تشکر شده : 4889
از کجاشروع کنم؟!!!
ایده چیست؟ چگونه یک ایده طراحی کنیم؟

ایده ها را هرگونه جمع بندی و نتیجه گیری یا تعمیم که بر پایه علم، آگاهی عمومی، مبانی فلسفی و پیش فرض های عرفی باشد، تعبیر می کنند. علاوه بر این، در تعاریف، ایده ها را به گونه ای دسته بندی و تعبیر می کنند که این ویژگی ها را در بر داشته باشند:
- خلاق باشند.
- نوآورانه باشند.
- مبتنی بر حل مساله باشند.


همچنین در بررسی ادبیات ایده پردازی با این درس ها نیز روبرو می شویم:
- ایده پردازی، پیوند دقیقی با تفکر انتقادی دارد.
- ایده پردازی بر نوعی خلاقیت و یا تفکر خلاق مبتنی است.
- ایده پردازی باید خواه ناخواه همراه با نوعی مهارت ها و توان مندی هایی باشد که از جمله آن ها توانایی و مهارت بارش مغزی است.


برای آشنایی بیشتر با مبانی مفهومی و نظری ایده و نیز چگونگی طراحی یک ایده، خوب است که با تفکر انتقادی و تفکر خلاق بیشتر آشنا شویم.

 

تفکر انتقادی:
به تفکری انتقادی می گوییم که براساس سنجش و ارزیابی دقیق از اتفاقات و مشاهدات پیش رود و با در نظر گرفتن همه عوامل مربوط و شیوه درست منطقی به نتایجی برسیم که قابل لمس هستند و ممکن است که افراد زیادی بتوانند به همان نتایج برسند.


براساس تفکر انتقادی اطلاعات ما به وسیله مشاهده، تجربه، دلایل و ارتباط با دیگران به دست می آید. اطلاعاتی را نیز که به دست آوردیم براساس ملاک های صحیح و درست و به دقت و همچنین براساس سندهای معتبر، روشن و بدون هیچ ابهام، بی طرفانه و منصفانه ارزیابی و قضاوت می شود.

مراحل و اجزای تفکر انتقادی چیست؟
- باید بتوانیم افکار و دیدگاه هایمان را دسته بندی کنیم و آن ها را بر اساس موضوعات مختلف طبقه بندی کنیم. این یکی از اجزای مهم تفکر انتقادی است.
- برای ادعاهایمان، مثلا برای این که درستی حدس و پاسخ خود را برای یک رویداد مشخص کنیم، باید دلیل داشته باشیم.
- باید بتوانیم کلمات و تعبیرهای خود را در مورد هر موضوع و رویداد درست انتخاب کنیم و برای آن دلیل روشنی داشته باشیم و همین طور بتوانیم آنها را ارزیابی کنیم.
- دلایل خود را از طریق جمع آوری اطلاعات به دست آورده باشیم.
- بتوانیم، با استفاده از اطلاعاتی که در دسترس داریم، حدس ها و تحلیل خود در مورد یک موضوع، مساله یا رویداد را ارزیابی کنیم و بالاخره به جمع بندی و نتیجه گیری برسیم و قضاوتی به جا از موضع یا مساله و پدیده داشته باشیم.


البته باید توجه کنیم که تفکر انتقادی، لزوما باعث نمی شود که به حقیقت یا نتیجه گیری درست و صحیح دست پیدا کنیم. هیچ کس در هیچ کجا نمی تواند مجموعه ای کامل از اطلاعات را در یک مجموعه جمع آوری کند. خیلی از اطلاعات وجود دارد و ممکن است کشف نشده باقی مانده باشند. جهت گیری هر کسی می تواند مانعی برای جمع آوری و ارزیابی درست اطلاعات شود.

تفکر انتقادی چه سؤال هایی را مطرح می کند؟
- چه هدفی را دنبال می کنیم؟
- آیا می خواهیم نتیجه گیری کنیم؟
- چرا فکر می کنیم که درست می گوییم یا حق با ماست؟
- منبع اطلاعاتی ما چیست؟
- چه نوع اطلاعات و فرضیه هایی باعث نتیجه گیری ما می شود؟
- اگر اشتباه کنیم چه اتفاقی می افتد؟
- آیا می توانیم دو منبع نام ببریم که با دلایل ما مخالف بوده و دلیل آن را نیز ذکر کنیم؟
- چگونه به این نتیجه رسیدیم که چیزی را که می گوییم درست است و حقیقت دارد؟
- آیا برای ان چیزی که می گوییم،می توانیم دلیل دیگری نیز بیاوریم؟


تفکر خلاق:
به تفکری خلاق می گوییم که ابتکار و کشف و نوآ وری در آن وجود دارد. یعنی با این تفکر می توانیم این ویژگی ها را انجام دهیم. خلاقیت یا خلق کردن یا به وجود آوردن به نوعی فرآیند ذهنی است که مسئولیت تولید ایده ها و مفاهیم جدید و یا ارتباط بین این ایده ها و مفاهیم را به عهده دارد. از نظر علمی به وجود آمدن تفکر خلاق بیشتر به اصالت تناسب موضوع اشاره دارد. حالا به بیان امروزی تر: "خلاقیت بیشتر به معنی به وجود آوردن ایده ها و چیزهای نو و یا ابتکار در موضوع های هنری که متخصصان به عنوان یک ورزش علمی، هنری یا اجتماعی و فن آوری پذیرای آن هستند".


افرادی که اهل تفکر خلاق هستند دارای وِیژگی هایی از قبیل:
- انگیزه برای پیشرفت بیشتر
- کنجکاوی فراوان
- علاقه زیاد به نظم و ترتیب
- قدرت گفتن اینکه من هم هستم و همچنین داشتن اعتماد به نفس
- شخصیت غیر معمول
- پشتکار زیاد
- استقلال
- دارای طرز تفکر انتقادی
- دارای انگیزه های بالا و دانش زیاد
- سرشار از اشتیاق و احساس
- زیبا پسند، اشتیاق فراوان به مسائل اجتماعی دارای قدرت تأثیر گذاری بر دیگر مردم


برای اینکه بتوان به یک تفکر خلاق دست یافت:
- هدف و انگیزه را مشخص و تشخیص بدهیم.
- مهارت های پایه را ایجاد کرده و به دست آوریم.
- تشویق شدن برای به دست آوردن دانش مربوط به حوزه های مشخص و تخصصی
- برانگیختن و تشویق روحیه کنجکاوی و کشف کردن
- به وجود آوردن انگیزه به خصوص انگیزه های درونی
- تشویق و تقویت نمودن اعتماد به نفس
- دقت و اصرار داشتن در سبقت از دیگران و ارائه توانایی های خود
- بالا بردن سطح باورها و عقاید خود درباره خلاقیت
- ارائه فرصت هایی برای انتخاب و کشف کردن
- گسترش دادن و بهتر کردن توانایی های خود. (مانند: مدیریت؛ مثلاً مدیریت خود) آموزش دادن فنون و راه هایی برای آسان کردن عملکردهای خلاقانه
- به وجود آوردن تعادل


چگونه می توانیم یک ایده طراحی کنیم؟

به عنوان مثال، ما در کلان شهر تهران با مسائل مختلفی روبرو هستیم. محیط زیست، ترافیک، خدمات شهری و مسائلی از این قبیل. حالا می خواهیم که ایده ای را در یکی از این حوزه ها طراحی کنیم.

با در نظر گرفتن آنچه که در مورد شهر تهران و آن حوزه خاص می دانیم و با رعایت آنچه در مورد تفکر انتقادی و خلاق می دانیم، به عنوان مثال می خواهیم در مورد مسائل زیست محیطی، ایده ای را طراحی کنیم. برای این کار سعی می کنیم که این مراحل کلی را طی نمائیم:

1. اطلاعات لازم در مورد وضعیت آن حوزه را جمع آوری کنیم.
2. اطلاعات مان را دسته بندی کنیم.
3. تحلیلی در مورد آن اطلاعات ارائه کنیم.
4. سعی کنیم که این اطلاعات و تحلیل ها را به گونه تازه و نوآورانه یا جدیدی ببینیم. طوری که قبلا کمتر به این شکل تحلیل شده باشد.
5. انتخاب های موجود شهر برای مدیریت این مساله را در نظر بگیریم.
6. فرضیه ها و حدس هایی را در مورد راه حل های احتمالی و مناسب آن مساله در نظر بگیریم.




امضای کاربر : باکمترین هزینه سرنوشتان را رقم  برنید!!!برای اطلاعات بیشتر رو عکس ها کلیک کنید.






چهارشنبه 11 بهمن 1391 - 17:04
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 3 کاربر از 3digheh به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: maybody / samanes / ahoora2 /
3digheh آفلاین



ارسال‌ها : 2455
عضویت: 16 /2 /1391
محل زندگی: تــــبریــــز
سن: 29
تشکرها : 2844
تشکر شده : 4889
از کجاشروع کنم؟!!!
بچه ها چه جوریه کسی تو این بحث شرکت نمیکنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

جز من ومجیدم کسی نظرشو درمورد طراحی نگفته!!!!!

نکنه کپی میزنین شیطونا

شوخی کردم ماشلا شما همتون خلاقیت از ذهنتون چیکه میکنه.

امضای کاربر : باکمترین هزینه سرنوشتان را رقم  برنید!!!برای اطلاعات بیشتر رو عکس ها کلیک کنید.






پنجشنبه 12 بهمن 1391 - 17:09
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 3 کاربر از 3digheh به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: maybody / samanes / ahoora2 /
3digheh آفلاین



ارسال‌ها : 2455
عضویت: 16 /2 /1391
محل زندگی: تــــبریــــز
سن: 29
تشکرها : 2844
تشکر شده : 4889
از کجاشروع کنم؟!!!
نقل قول از maybody
شاید بهتر باشه برای این که مشارکت توی این بخش بیشتر بشه، دوستان روش های خودشون رو برای شروع کردن به طراحی بهمون بگن ...
اینجوری میتونیم هم دیگه رو نقد کنیم و از تجربیات هم دیگه استفاده کنیم ...
من که روش شروع به کار و طراحیم و رسیدن به طرحم رو خیلی کلی توضیح دادم ...
دوستان هم این کار رو بکنند تا جوابها رو کنار هم بذاریم و از تجربیات هم دیگه استفاده کنیم ...



یعنی دیگه حرف مدیریتم گوش نمیدین؟؟؟؟؟؟
حالا که شمارو نمیشه بالطافت آورد تو بحث به زور اینکارومیکنم(اژدهــــــــا وارد میشود)

الــــــــــــــــــهام...سریعا بیا و این بحث وادامه بده.

امضای کاربر : باکمترین هزینه سرنوشتان را رقم  برنید!!!برای اطلاعات بیشتر رو عکس ها کلیک کنید.






شنبه 17 فروردین 1392 - 17:47
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 2 کاربر از 3digheh به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: shima22 / ahoora2 /
shima22 آفلاین



ارسال‌ها : 1668
عضویت: 23 /8 /1391
محل زندگی: mashhad
سن: 20
تشکرها : 1144
تشکر شده : 1632
از کجاشروع کنم؟!!!
از داخل به خارج طراحی میکنم .به جزئیات توجه میکنم جزئیاتو میسازم بعد شکل کلی رو بهش میدم 
صدیقه جون منم روش طراحیم شبیه توئه به جز یک جاش تو گفتی که گاهی طرحی نداشتی ولی وقتی با این روش شروع کردی ایده های خوبی به ذهنت رسیده اما من اینجوری نیستم اول باید ایده هام جمع بشه تا بعد دست به طراحی بگیرم اما مشکلم چیه؟اینه که ایده های زیادی دارم  وقتی فکر میکنم طرح های جالبی تو ذهنم هست ولی نمیتونم رو کاغذ بیارم من یک بار به یکی از فامیلا خیلی اتفاقی که خودش استاد معماریه داشتم کاراشو نگاه میکردم خیلی ناخود آگاه یک پیشنهاد واسه طرحش دادم بعدشم سریع خندیدم گفتم منو باش تو کارای یک استاد نظر میدم اما اون ازم خواست ایدمو واسش بگم خیلی خوشش اومد از ایدم آورد تو طرحش اون خیلی راحت از ایده من تو طرحش استفاذه کرد  ولی اگه خودم بودم مطمعن بودم نمیتونم بیارمش رو کاغذ .طرحمو کامل تو ذهنم تجسم میکنم اما وقتی میارم رو کاغذ یک چیزه دیگه میشه بعضی اوقات که نتیجه ای نمیگیرم نسبت به طرحی که باید بزنم بی میل میشم .البته کلی هم از خودم حرص میخورم .
البته دارم رو خودم کار میکنم که امیدوارم دست و ذهنم یکی بشه 




امضای کاربر : در بیکرانه زندگی دو چیز افسونم کرد ، آبی آسمان که می بینم و میدانم نیست
و خدایی که نمی بینم و میدانم که هست..
شنبه 17 فروردین 1392 - 18:15
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 5 کاربر از shima22 به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: 3digheh / maybody / elham20 / samanes / ahoora2 /
3digheh آفلاین



ارسال‌ها : 2455
عضویت: 16 /2 /1391
محل زندگی: تــــبریــــز
سن: 29
تشکرها : 2844
تشکر شده : 4889
از کجاشروع کنم؟!!!
ایوووووووووووووووووووووووول.
از شیمااااااااااا یاد بگیرن.
ممنون بابت ادامه بحث
.............................................
بقیه بچه هام زودی بیان وبحث وادامه بدن.
علیرضا جان خیلی دوست دارم شمام نظرتو بگی.

امضای کاربر : باکمترین هزینه سرنوشتان را رقم  برنید!!!برای اطلاعات بیشتر رو عکس ها کلیک کنید.






شنبه 17 فروردین 1392 - 18:44
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 3 کاربر از 3digheh به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: shima22 / ark / ahoora2 /
maybody آفلاین



ارسال‌ها : 1143
عضویت: 14 /1 /1391
محل زندگی: میبد
سن: 24
تشکرها : 1916
تشکر شده : 2620
از کجاشروع کنم؟!!!
من هم همینجوریم ... اول باید ایده ها و طرحها توی ذهنم در بیاد ...
بعضی وقتا میشه، یه کارفرمایی هی فشار میاره کارمو زود شروع کن، ولی من نمیتونم شروع کنم ...
میگه بذار باید طرحت در بیاد، باورش نمیشه ... میگه ما رو نپیچون و ...
من خیی از طرحام، وقتی نشستم و دارم فکر میکنم در میاد ... توی ذهنم یه خورده بهش میرسم، بعد میارمش روی کاغذ ...
.
شیما خانم، مشکلت اینه از کلیات شروع نمیکنی .... احتمالا خیلی به حاشیه ها میپردازی ...
دیشب یه کارفرمایی به خانمش اومده بود دفتر ...
آلبوم نمونه کارا رو گذاشتم جلوشون و گفتم، ببینن تو چه مایه نقشه هایی رو میپسندند ...
بعد یه ساعتی دیدم دارن بال بال میزنند که باهام صحبت کنند ...
دفترمو برداشتمو رفتم کنارشون نشستم که هرچی میگن بنویسم، تا طبق سلایقشون طراحی کنم ...
اما دیدم همش درگیر حاشیه هان ...
میدونست پنجره های نشیمنش قراره چه جوری باشه ... ولی نمیدونست، خود نشیمن چه جوریه ...
میدونست محوطه سازیش چه جوریه ... ولی درهای ورودیش رو نمیدونست کجا بذاره ...
به این که پله داشته باشه و اتاقش فلان پنجره رو داشته باشه و ... گیر میداد ...
میخوام بگم که همش درگیر حواشی بود ...
خیلی باهاشون صحبت کردم، خودشون هم میپذیرفتند که درگیر حواشی هستند، حسابی باهاشون صحبت کردم، انداختمشون توی چالش و گفتم برین و حساب راجع به چیزایی که گفتم، فکر کنین و بیاین ...
قشنگ خانمش برام ترسیم میکرد حواشی و تزئینات رو ... ولی کلیات رو اصلا نمیدونست ...
بهشون گفتم جلسایت اول باید به سخت فضاها بپردازیم و بعد هی ریز بشی روی کار ...
شمام شیما خانم باید به همین فکر کنی، اول سخت فضاها رو در بیار ... بعد ریز شو روی قضیه ...
ایده ها هم، همش از ایده های کلی باید شروع بشه ...
زیاد شدن ایده ها ذهنتو پراکنده میکنه ...
.
بقیه دوستان هم نظرشونو بگن ... هم راجع به حرفای من، هم راجع به حرفای دوستای دیگشون ...

امضای کاربر : منتظر نمان پرنده ای بیاید و پروازت دهد , در پرنده شدن خویش بکوش! دکتر شریعتی
شنبه 17 فروردین 1392 - 19:06
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 2 کاربر از maybody به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: shima22 / ahoora2 /
elham20 آفلاین



ارسال‌ها : 4114
عضویت: 16 /9 /1391
محل زندگی: mashhad
سن: 20
شناسه یاهو: lili.water72@yahoo.com
تشکرها : 2397
تشکر شده : 3157
از کجاشروع کنم؟!!!
منم دقیقا نمیدونم چیکار کنم...یه چیزی مده نظرمه..اما تا میارمش رو برگه داغون میشه....اصلا نمیفهمم باید از کجا شروع کنم.گیجه گیجم...اما اگه اول کاریکی کمکم کنه بقیش درست میشه...

امضای کاربر : [hr]لبخند بزن؛
برآمدگی گونه هایت توان آن را دارد که امید رفته را بازگرداند،
تجربه ثابت کرده است که گاه قوسی کوچک ، میتواند معماری بنایی را نجات دهد.
شنبه 17 فروردین 1392 - 19:35
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 1 کاربر از elham20 به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: samanes /
elham20 آفلاین



ارسال‌ها : 4114
عضویت: 16 /9 /1391
محل زندگی: mashhad
سن: 20
شناسه یاهو: lili.water72@yahoo.com
تشکرها : 2397
تشکر شده : 3157
از کجاشروع کنم؟!!!
نقل قول از sedigheh
نقل قول از maybody
شاید بهتر باشه برای این که مشارکت توی این بخش بیشتر بشه، دوستان روش های خودشون رو برای شروع کردن به طراحی بهمون بگن ...
اینجوری میتونیم هم دیگه رو نقد کنیم و از تجربیات هم دیگه استفاده کنیم ...
من که روش شروع به کار و طراحیم و رسیدن به طرحم رو خیلی کلی توضیح دادم ...
دوستان هم این کار رو بکنند تا جوابها رو کنار هم بذاریم و از تجربیات هم دیگه استفاده کنیم ...



یعنی دیگه حرف مدیریتم گوش نمیدین؟؟؟؟؟؟
حالا که شمارو نمیشه بالطافت آورد تو بحث به زور اینکارومیکنم(اژدهــــــــا وارد میشود)

الــــــــــــــــــهام...سریعا بیا و این بحث وادامه بده.


بحث چی بود؟؟

امضای کاربر : [hr]لبخند بزن؛
برآمدگی گونه هایت توان آن را دارد که امید رفته را بازگرداند،
تجربه ثابت کرده است که گاه قوسی کوچک ، میتواند معماری بنایی را نجات دهد.
شنبه 17 فروردین 1392 - 19:35
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
shilan آفلاین



ارسال‌ها : 244
عضویت: 4 /5 /1391
محل زندگی: hamin havali
سن: 23
تشکرها : 444
تشکر شده : 284
از کجاشروع کنم؟!!!
خب بچه ها منم روند طراحی کردنمو میگم خوشحال میشم ایراداشو بهم بگین..من همیشه وقتی واسه یه موضوع می خوام طراحی کنم شاید چند روز بشه که بهش فک میکنم و بدون اینکه طرحی بزنم یا ایده ای داشته باشم به این فک میکنم که این موضوع چیه؟به چه درد میخوره ؟ چیکار میکنه؟ چه کاربری داره ؟از کجا امده؟ چی ازش میخوایم؟..... باور کنید انقد بهش فک میکنم که شبای اول طراحی همش خوابشو می بینم ...
بعد جوابه این سوالارو که پیدا کردم کم کم یه ایده میاد به ذهنم باز رو اون ایده فک میکنم که آیا به همه سوالا جواب میده یا نه؟
همیشه دوس دارم یه چیز جدید و یه ایده محشر داشته باشم و این که میگن نمونه کار ببینیدو از این حرفا نمیدونم شاید نظر من درست نباشه ولی من این کارو دوس ندارم ..
گاهی وقتی یک ایده خوب داری شاید طرحت چندان پیچیده نباشه یا یه چیز ساده باشه ولی واسه اون کاربری حرف نداره...
 صدیقه جون این کارتو خیلی دوس دارم که:
من یه اصلی که تو طرحام دارم و همیشه وقتی میکشم مد نظرمه اینکه طوری طراحی کنم که همه اجزا با هم درگیرشن مثلا تو سایت پلانم جزپلان خودم نشه پلان دیگه ای وآورد توش حتی باغچه ای هم که تو حیاط پلانم طراحی میکنم یه جورایی ربطش میدم به پلان اصلی همینطور اجزای داخلی یا شکل پنجره ها وحتی طراحی شبکه پنجره هام.

به نظرخودم هیچ وقت نباید بی ربط طراحی کرد مثلا ازنظرمن وقتی طرح کلی ما یه مکعب باشه خیلی خوشایند نیست بیایم پنجره هایی طراحی کنیم که مثلا دارای شبکه های دایره شکل باشن!!!


آره منم خیلی دوس دارم این کارو و همیشه سعی میکنم به این اصل برسم ...
وقتی ایده من تثبیت شد شروع میکنم به روی کاغذ اوردن این که صدیقه جون گفتی اول مثلا تعداد اتاقاتو اینارو درمیاری من این جوری نیستم نمیگم کار شما اشتباهه شاید کاره من اشتباه باشه من یه جورایی از کل به جز میرسم ولی نه کاملا از یه مرحله هایی همون اول طراحی اینارو هم تو ذهنم دارم ولی نه اینکه کاملا به اونا فک کنم وقتی ایدمو روی کاغذ اوردم بعدش اون اطلاعات مثل تعداد اتاقو این حرفارو که طی مراحل قبلی بدست اوردمو روش پیاده منکنم شاید بعضی جاهای ایده من تغییر کنه ولی سعی منکنم اون کلیت اصلیشو تا آخر طراحی حفظ کنم... یه جورایی ایده من کلید طراحی منه وقتی به یه ایده خوب میرسم باور کنید انگار دنیا رو به من دادن چون به قول معروف کارم میفته رو غلتک، درست نوشتم ؟؟؟؟؟ 





شنبه 17 فروردین 1392 - 20:17
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 3 کاربر از shilan به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: 3digheh / maybody / ahoora2 /
samanes آفلاین



ارسال‌ها : 330
عضویت: 24 /11 /1391
محل زندگی: تهران
سن: 21
شناسه یاهو: samaneh_are
تشکرها : 828
تشکر شده : 360
از کجاشروع کنم؟!!!
1-اول اطلاعات بنا که باید چه جوری باشه و کجا باشه چند متر زیر بناست رو مینویسم

2-بعد یک یا دو ساعت اعداد ارقامو تو ذهنم میچرخونم(بالا پایین میکنم که چه اندازه ای واسه اتاق خواب به این طرحم میخوره و ...)

3-بعد باید حجم رو درست کنم البته هم زمان که دارم حجم رو درست میکنم به داخلشم فکر میکنم که پذیرایی کجا باشه اتاق خواب کجا باشه ...حتی تو اون خونه زندگی میکنم اگه یه مدرسه باشه درس میخونم با دوستام حرف میزنم و........حسابی میرم تو رویا  که بیا و ببین اخرم از کارم خیلی خوشم میاد 

اما روم نمیشه به کسی نشون بدم یه کاری که فک میکنم معقول تره یعنی مثل ساختمون های خودمونه رو میبرم نشون میدم  الانم 12-13 تا کار اینجوری دارم  که تا الان هیچ کس ندیده


امضای کاربر : معمار همان است که از عشق بنا ساخت
 باقی همه طراحی غفلت بود و هندسه ی درد
یکشنبه 18 فروردین 1392 - 01:07
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 3 کاربر از samanes به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: 3digheh / maybody / ahoora2 /
elham20 آفلاین



ارسال‌ها : 4114
عضویت: 16 /9 /1391
محل زندگی: mashhad
سن: 20
شناسه یاهو: lili.water72@yahoo.com
تشکرها : 2397
تشکر شده : 3157
از کجاشروع کنم؟!!!
منم واقعا نمیدونم ..منم مثل شیمام...دقیقا وقتی فکرمو رو کاغذ میارم افتضاح میشه...قبلا خیلی رات میتونستم طراحی کنم اما از زمانی که استادمون گفت پلان و حجمتون باید هماهنگ با هم طراحی کنید دیگه قاطی کردم....من عادت داشتم که اول پلانمو طراحی کنم طبق خواسته هاو بعد بیام رو نما کار کنم...مثلا وقتی رو نما کار میکنم میبینم فلان فضا بهتره بیرون زدگی داشته باشه..یا هر طور که به زیبایی نما کمک میکنه...اما الان...

بعد از  3سال درس خوندن هنوز یه سبکی واسه خودم ندارم...درصورتی که خیلیا رو دیدم که هنوز هنرستانن یه سبکی دارن...

واقعا الان به بدترین نقطه رسیدم..حس میکنم دارم نسبت به معماری بی میل میشم.

امضای کاربر : [hr]لبخند بزن؛
برآمدگی گونه هایت توان آن را دارد که امید رفته را بازگرداند،
تجربه ثابت کرده است که گاه قوسی کوچک ، میتواند معماری بنایی را نجات دهد.
یکشنبه 18 فروردین 1392 - 02:03
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 2 کاربر از elham20 به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: maybody / ahoora2 /
3digheh آفلاین



ارسال‌ها : 2455
عضویت: 16 /2 /1391
محل زندگی: تــــبریــــز
سن: 29
تشکرها : 2844
تشکر شده : 4889
از کجاشروع کنم؟!!!
حالا شیما جون باید درپیروحرفات باید بگم  من خودم خیلی اتقاق افتاده مث تو بشم.میبینی تو ذهنم کل طرح وکشیدم .ولی نتونستم ایدمو بیارم رو کاغذ.مثلا نمونه بارزش طرح 1که قرار بود یه ویلا کارکنیم من یه طرح تو ذهنم داشتم که واقعا معرکه بود حتی وقتی با استادم درمیونش گذاشتم کلی تشویقم کرد.ولی نتونستم بیارمش رو کاغذ!!!!!و بعدشم ناامید شدم ونمه کاره ولش کردم تو بایگانی مغزم!!!!!!

و بجاش اوردم یه طرح دیگه دادم بااینکه 19 گرفتم ونمره الف کلاس ولی شایدباورت نشه یه ذره هم خوشحال نشدم اصلا نمرم بهم حال ندادچون میدونستم کارایم بیشتر ازاین طرح هستش ووقتی طرح جلو رومو با طرح تو ذهنم مقایشه میکردم عصبی میشدم.

البته تورنمیدنم ولی مشکل من بخاطر تجربه کمم و البته اطلاعات محدودم بود.البته الانم این مشکل وشاید داشته باشم ولی نه به اون شدت.خیلی کار کردم رو خودم تاجایی که الان نمیگم پیش نمیاد ولی کم پیش میاد یه ایده ای بیاد تو ذهنم وبخاطر اینکه نمیتونم بیارمش رو کاغذ ناتمام ولش کنم.

مثلا میبینی دراز کشیدم که بخوابم یه هو یه طرحی میاد تو ذهنم همون لحظه مث برق گرفته ها از جام میپرم وزودی طرحمو میارم رو کاغذ...حتی شده به بعضیاش بعد ا کلی بخندم  وبگم این چی بود؟؟؟؟ولی مهم واسم این بوده که ذهنمو بیارم رو کاغذ هرچی که هست.



امضای کاربر : باکمترین هزینه سرنوشتان را رقم  برنید!!!برای اطلاعات بیشتر رو عکس ها کلیک کنید.






یکشنبه 18 فروردین 1392 - 16:26
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 1 کاربر از 3digheh به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: ahoora2 /
3digheh آفلاین



ارسال‌ها : 2455
عضویت: 16 /2 /1391
محل زندگی: تــــبریــــز
سن: 29
تشکرها : 2844
تشکر شده : 4889
از کجاشروع کنم؟!!!
نقل قول از elham20
منم واقعا نمیدونم ..منم مثل شیمام...دقیقا وقتی فکرمو رو کاغذ میارم افتضاح میشه...قبلا خیلی رات میتونستم طراحی کنم اما از زمانی که استادمون گفت پلان و حجمتون باید هماهنگ با هم طراحی کنید دیگه قاطی کردم....من عادت داشتم که اول پلانمو طراحی کنم طبق خواسته هاو بعد بیام رو نما کار کنم...مثلا وقتی رو نما کار میکنم میبینم فلان فضا بهتره بیرون زدگی داشته باشه..یا هر طور که به زیبایی نما کمک میکنه...اما الان...

بعد از  3سال درس خوندن هنوز یه سبکی واسه خودم ندارم...درصورتی که خیلیا رو دیدم که هنوز هنرستانن یه سبکی دارن...

واقعا الان به بدترین نقطه رسیدم..حس میکنم دارم نسبت به معماری بی میل میشم.




ایستــــــــــــــــــــ!!!!

ببین اینکه بگیم چون استادم اینطوری خواسته من باید روشمو عوض کنم یا روشم اشتباهه واینا به نظرمن به کل باید فراموش شه...(البته به نظرمن)استاد جنبه یه راهنمارو داره همین.
خیلی وقتیا پیش اومده دیدی با دوتا استاد درس داری یکی میگه اصول طراحی ایده آل رسیدن از حجم به پلان یکی میگه از پلان به جحم!!!
یا یکی عاشق معماری سیال هستش یکی غیرسیال!!!
دقیقا اون چیزی که تو یکی از ترمها برا من اتفاق افتاد واقعا گیج شده بودم نمیدونستم چیکار کنم حتی شیوه طراحی خودمم گم کرده بودم چی درسته چی غلط.دوسه جلسه اول طبق سیلقه استادا رفتم جلو ولی یه چیزی داشت ناخواداگاهمو طبق معمول اذیت میکرد.راستش بدم میاد بخاطر نمره طرح بزنم واین شده گفتم هرچه بادا باد به روش خودم که تلفیقی از این دو سبک بود طراحی کردم با خودم گفتم خوب این طرح من هستش کسی جز من نمیتونه ازش دفاکنه.پس بجا اینکه برطبق سلیقه یکی دیگه برم جلو روش خودمو میارم رو کاغذ و استادمو قانع میکنم.البته خیلی سخت بوداولش ولی رفته رقژفته یاد گرفتم حرفای استادمو انالیز کنم یعنی بخشایی که مربوط به تحمیل سیلقش به من بودو اگه خوشم نمیومد به کل حذفش میکردم جاهای هم که به دردم میخورد وخوب میسپردم به ذهنم.
میددی بعضی از بچه ها میگفتن بابا نمره تو کم میده ها هرچی میگه اون بکش دیگه!
منم میگفتم استاد کلی تو ارشیو خونش از طرحای که کشیده داره من میخوام نمره طرح خودمو بدونم،نمره بازتاب کارمو(میدونستم دارم ریسک میکنم البته هیچ وقتم به استادم بی احترامی نکردم فقط تاجایی که میشد قانعش میکردم که مثلا این خط که تو پلانم هستش چرا باید باشه و...)الانم حرف من به عنوان یه دوست بهت اینکه تاجایی که میدونی و ایمان داری شیوه خودت درسته همون راه وبرو البته راه خودتو رفتن با یه دندگی کلی فرق داره...میبینی بعضی جاها یا بیشتر جاهام استاد بهترین روشو بهت پیشنهاد میده.



امضای کاربر : باکمترین هزینه سرنوشتان را رقم  برنید!!!برای اطلاعات بیشتر رو عکس ها کلیک کنید.






یکشنبه 18 فروردین 1392 - 16:47
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 1 کاربر از 3digheh به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: ahoora2 /
elham20 آفلاین



ارسال‌ها : 4114
عضویت: 16 /9 /1391
محل زندگی: mashhad
سن: 20
شناسه یاهو: lili.water72@yahoo.com
تشکرها : 2397
تشکر شده : 3157
از کجاشروع کنم؟!!!
اما من همچنان مشکلم همینه...

امضای کاربر : [hr]لبخند بزن؛
برآمدگی گونه هایت توان آن را دارد که امید رفته را بازگرداند،
تجربه ثابت کرده است که گاه قوسی کوچک ، میتواند معماری بنایی را نجات دهد.
یکشنبه 18 فروردین 1392 - 20:35
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
3digheh آفلاین



ارسال‌ها : 2455
عضویت: 16 /2 /1391
محل زندگی: تــــبریــــز
سن: 29
تشکرها : 2844
تشکر شده : 4889
از کجاشروع کنم؟!!!
ما واسه همین اینجاییم دیگه(من ودوستان)هرکی هرمشکلی داشت مثلا خود من بیام مطرحش کنم،قضیه رو بازترش کنم تا بقیم کمکم کنن.
درضم چیزی به اسم مشکل وجود نداره.تو، تو این مورد یه مسئله داری و مسئله هم همیشه یه صورت مسئله داره و درنهایت جواب و راه حل.

امضای کاربر : باکمترین هزینه سرنوشتان را رقم  برنید!!!برای اطلاعات بیشتر رو عکس ها کلیک کنید.






دوشنبه 19 فروردین 1392 - 17:54
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تشکر شده: 1 کاربر از 3digheh به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: ahoora2 /
elham20 آفلاین



ارسال‌ها : 4114
عضویت: 16 /9 /1391
محل زندگی: mashhad
سن: 20
شناسه یاهو: lili.water72@yahoo.com
تشکرها : 2397
تشکر شده : 3157
از کجاشروع کنم؟!!!
واقعا دیگه دارم کلافه میشم...ذهنم کاملا هنگه واسه طراحی مدرسه...کم مونده روانی بشم...
میام از پلان به حجم برسم....نمیسه...از حجم به پلان برسم نمیشه............................


امضای کاربر : [hr]لبخند بزن؛
برآمدگی گونه هایت توان آن را دارد که امید رفته را بازگرداند،
تجربه ثابت کرده است که گاه قوسی کوچک ، میتواند معماری بنایی را نجات دهد.
دوشنبه 19 فروردین 1392 - 22:29
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
ارسال پاسخ



برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.


پرش به انجمن :